حالت نمایش
  • فقط نمایش کتاب‌های موجود
مرتب سازی براساس

کتاب شادی

گروه مولفان | دالایی لاما چهاردهم بستان-دزین-رگیا-متشو| دزموند توتو| ابو بوسا لوئیس| داگلاس آبرامز| ابو بوسا لوئیس| شهره میرعمادی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 384

45,000 تومــان

پیرایه، دختری از استانبول

گروه مولفان | جانان تان| چکامه رضوانی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 343

35,000 تومــان

ذهن ارتجاعی

گروه مولفان | کوری رابین| علی اکبر معصوم بیگی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 386

40,000 تومــان

خیام و ترانه ها

گروه مولفان | مسعود خیام
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 278

30,000 تومــان

گزارش یک آدم ربایی

گروه مولفان | گابریل گارسیا مارکز| جاهد جهانشاهی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 344

40,000 تومــان

کودکان هم غیر نظامی هستند

گروه مولفان | هاینریش بول| پرویز همتیان بروجنی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 264

25,000 تومــان

سفرهای بسیار به هایدلبرگ

گروه مولفان | هاینریش بول| پرویز همتیان بروجنی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 395

35,000 تومــان

برخیز عشق من برخیز

گروه مولفان | هاینریش بول| پرویز همتیان بروجنی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 180

18,000 تومــان

جیمز جویس

گروه مولفان | دیوید پریچارد| هوشنگ فراهانی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 296

30,000 تومــان

تاجر ونیزی

گروه مولفان | ویلیام شکسپیر| ابوالحسن تهامی
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 197

22,000 تومــان

دخترانه ترین شب ماه

گروه مولفان | ایرج صف شکن
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 573

55,000 تومــان

عصبانی های عصر ما

گروه مولفان | کارن هورنی| ابراهیم خواجه نوری
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: 320

40,000 تومــان

negah publication logo لوگوی انتشارات نگاه

انتشارات نگاه در یک نگاه

انتشارات نگاه از سال هزار و سیصد و هزار و سیصد و پنجاه و دو کارش را به همت علیرضا رئیس دانایی شروع کرد. اولین کتاب انتشارات نگاه، عصبانی های عصر ما بود، اثری به قلم کارن هورنی که ابراهیم خواجه نوری آن را ترجمه کرد.

انتشارات نگاه بیشتر کتابهایش در زمینه علوم انسانی و ادبیات است. ترانه، شعر، داستان، رمان، نقد و نظریه، تاریخ، هنر، زندگی نامه های بزرگان و مفاخر ادبی و معرفی شاعران از جمله از زمینه هایی هستند که در آنها انتشارات نگاه کتاب چاپ کرده و به ویترین کتاب فروشی ها فرستاده است.

 

علیرضا رئیس دانایی قبل از انتشارات نگاه

موسس انتشارات نگاه سال هزار و سیصد و سی و چهار به دنیا آمد. تا کلاس سوم ابتدایی رفت چهار راه عباسی، مدرسه شهرام. سال هزار و سیصد و چهل و دو، رئیس دانایی بزرگ، پدر علیرضا دانایی درگذشت و علیرضا شد مرد خانه. رئیس دانایی رفت روبروی باغ سپهسالار، مطب حاجی خان رئیس دانا تا کمک خرج خانه باشد. مطب بالای انتشارات امیرکبیر بود و جاویدان. کار مرد جوان خانه هم در مطب نظافت بود. برای ادامه تحصیل هم رئیس دانایی می رفت اکابر در خیابان ملت. جایی که توانست تا کلاس ششم را بخواند.

بنا بود کتاب کم کم پایش را بگذارد در سرنوشت علیرضا رئیس دانایی، برای همین علی افجه ای، مدیر کتاب فروشی سیروس، روزی در سال هزار و سیصد و چهل و دو به رئیس دانایی پیشنهاد کرد که تو روزها غذای من را از خانه به کتاب فروشی بیاور. بعد هم بنا شد علیرضای جوان بیرون مغازه ساعت هایی را به نگهداری از کتاب ها سپری کند تا از دستبرد محفوظ باشند. به قول خود علیرضا رئیس دانایی بعضی ها آن روزها می خواستند کتاب را با تخفیف صد در صدی ببرند!

مراوده با کتاب علاقه به کتاب را در علیرضا زیاد کرد و وقتی مطب حاجی خان رئیس دانا برای همیشه تعطیل شد علیرضا رئیس دانایی تمام وقت مشغول کار کتاب شد.

علیرضا رئیس دانایی تا سال 1346 ماند پیش افجه ای و تجربه کسب کرد بعد هم رفت پیش میرباقری و انتشارات شرق.

 

علیرضا رئیس دانایی در انتشارات امیرکبیر

بعد از کار در کتابفروشی سیروس علیرضا رئیس دانایی با میرباقری آشنا شد و همراه او رفت انتشارات شرق؛ جایی که بیشتر کتاب کمک درسی و حل المسائل چاپ می کرد. البته شرق می شد گاهی به حوزه های دیگر هم سرک بکشد، مثلا کتاب ارکان سخن از محمد حسین رکن زاده ی آدمیت و کتاب عشق و فضیلت.

آن زمان کتابی چاپ شده بود که شرق هم آن را برای فروش آورد در کتابفروشی اش؛ دیدگاه ها اثر مصطفی رحیمی. این کتاب در کتابفروشی میرباقری با اینکه کار تخصصی اش حل المسائل بود، خوب فروش رفت.

عبدالرحیم جعفری، موسس و بنیان گذار انتشارات امیرکبیر برایش جالب شده بود که چطور این کتاب را شرغ توانسته خوب بفروشد. جعفری پیگیر می شود و می رسد به علیرضا رئیس دانایی، که معمولا کتابی را اگر به مشتری ها معرفی کند آنها می خرند.

جعفری به رئیس دانایی پیشنهاد می دهد که بیا در امیرکبیر مشغول شد و او هم قبول می کند. رئیس دانایی همزمان دانش آموز دبیرستان می شود و کارمند انتشارات امیرکبیر.

 

از اخراج از امیرکبیر تا مطالعه با چراغ زیر پتو!

کارمندهای انتشارات امیرکبیر یک ساعت وقت داشته اند برای ناهار. از این زمان را رئیس دانایی پانزده دقیقه غذا می خورد و بقیه اش را کتاب می خواند. روزی کتاب میراث از ماکسیم گورکی را دست رئیس دانایی می بینند. آقای لاری از مسئولین فروشگاه علیرضا رئیس دانایی را صدا می کند که آقای جعفری از شما ناراحت است بابت این کتاب هایی که می خوانید و می گوید:

«این کتابی که که تو خوانده ای درباره نوع خاصی از ایدئولوژی است و آقای جعفری برای خواندن این کتاب از شما ناراحت است!»

نتیحه می شود انتقال علیرضا رئیس دانایی از امیرکبیر شعبه بازار به امیرکبیر چهار راه استانبول. در چهار راه استانبول این ماجرا با کتاب فولاد چگونه آبدیده شد تکرار می شود و کار می کشد به اخراج علیرضا رئیس دانایی از انتشارات امیرکبیر.

این اخراج زمانی است که دانایی در منزل خواهرش ساکن است و اینجا هم ماجرای دلخوری از کتاب های که او می خواند جور دیگری ادامه پیدا می کند. همسر خواهرش کسی است که این طور کتاب ها را نمی پسندد و علیرضا البته همچنان مشغول مطالعه آنهاست؛ این بار زیر پتو و با چراغ!

 

علیرضا رئیس دانایی و ماجرای تاسیس انتشاران نگاه

علیرضا رئیس دانایی تا مدتی بعد از ماجراهای انتشارات امیرکبیر شد ویزیتور کتاب با موتور. کتاب ها را می ریخت توی خورجین و از این انتشارات به آن یکی و از این کتاب فروشی به دیگری می رفت. یک روز که برف سنگینی بارید و آسفالت ها یخ زد رئیس دانایی و موتور و خورجین و کتاب ها به مشکل خوردند و ویزیتور نتوانست به کارهایش برسد.

رئیس دانایی هر طوری بود خودش را رساند خیابان حیام روبروی دادگستری؛ کتاب فروشی خورشید نو و خیاطی صابر حسنی هم آنجا بود. یخ زده و کلافه علیرضا رئیس دانایی موتورش را برد داخل مغازه و گوشه ای ایستاده بود که مشتری آمد و سراغ دو تا کتاب را گرفت؛ پیغمبر دزدان و پهلوان اکبر می میرد. آقای حیدری صاحب خورشید نو هیچ کدام از کتاب ها را نداشت. حالا ربط این موجود نبودن کتاب به ایده کتاب فروشی و انتشارات چیست، الله اعلم. هر چه بود از اینجا جرقه کار مستقل نشر و کتاب خورد و رئیس دانایی به صابر حسنی خیاط گفت بیا ناشر بشویم او هم گفت باشد و رفت.

ظاهرا آن وقتها آدم ها راحت تر می رفته اند سراغ آرزو ها و علاقه مندی هایشان، شاهدش همین رئیس دانایی و صابر حسنی خیاط که انتشارات نگاه را سال هزار و سیصد و پنجاه و دو تاسیس می کنند. بعد از آن که رئیس دانایی و صابر حسنی با هم قول و قرارهایشان را می گذارند، رئیس دانایی می رود سراغ بهرام بیضایی برای چاپ کتاب پهلوان اکبر می میرد.

روز ملاقات بهرام بیضایی از رئیس دانایی اسم انتشارات را می پرسد و او از روی اسم انتشارات کتاب نگاه که ساواک بساطش را جمع کرده، نگاه را دستچین می کند و می گوید انتشارات نگاه. اسم به همین سادگی انتخاب می شود و لوگو هم از آن آسانتر. صابر حسنی چشم انسان را می کند لوگوی انتشارات نگاه. انتشارات نگاه پهلوان اکبر نمی میرد را به این ترتیب چاپ کرد.

علیرضا رئیس دانایی از روی دفترچه تلفن رد و نشان باستانی پاریزی و خواجه نوری را هم می گیرد و می رود سراغشانو ماحصل این سراغ گرفتن ها هم آن زمان شد کتاب جاذبه سیاسی قاهره و اسماعیلیان ایران. کتاب حسن مرندی با عنوان شکست ناپذیر اثر بعدی انتشارات نگاه است.

 

علیرضا رئیس دانایی در انتشارات نگاه تنها می شود

اول کار علیرضا رئیس دانایی بود و صابر حسنی. بعد که پول لازم شدند رفتند با مرتضی رفعتی شریک شدند. این بود تا زمانی که رئیس دانایی کتاب دشمنان گورکی را دست گرفت تا چاپ کند. شرکا هم گفتند از این به بعد ما دیگر نیستیم. دشمنان کورگی رئیس دانایی را مجبور کردند سهم شرکا را بخرد و بقیه راه را تنها برود! این مربوط است به سال هزار و سیصد و پنجاه و چهار.

کارهای ارنست همینگوی، مقالات فلسفی آخوند زاده، روشنی ها و دادگاه نورنبرگ از جمله کارهایی هستند که رئیس دانایی در ابتدای ایامی که به تنهایی مالک انتشارات نگاه شده بود، انتخاب و منتشر کرد.

مجموعه سازی در انتشارات نگاه

انتشارات نگاه همیشه به مجموعه سازی علاقه داشته است. نشانه اش پنجاه جلد نمایش نامه ای است که قبل از انقلاب منتشر کرد. علیرضا رئیس دانایی از مجموعه باران که اتفاقا پسرش پیشنهادش را داده به عنوان یکی از مجموعه سازی های موفق یاد کرده بود که در نمایشگاه هم خیلی خوب فروش رفت.

ظاهرا جز علیرضا رئیس دانایی کسان دیگری هم معتقدند انتشارات نگاه هم ناشر موفقی است هم مجموعه سازی خوب؛  یکی از این ها اتحادیه اروپا است که دو سال پیاپی انتشارات نگاه را به عنوان شوالیه نشر اعلام کرد. سیمین بهبهانی حتی برای حضور رئیس دانایی در مراسم تقدیر سخنرانی نوشت ولی رئیس دانایی دلیل آورد که با رفتن آنجا چیزی در عمل به انتشارات نگاه اضافه نمی شود و نرفت

 

ترجمه های جدید کلاسیک های جهانی در انتشارات نگاه

رئیس دانایی معنقد است سی سال که از عمر ترجمه ای گذشت باید در آن تجدید نظر کرد و کار را دوباره ترجمه کرد. با این نگاه رئیس دانایی، موسس انتشارات نگاه ترجمه دوباره بینوایان را در دستور کار قرار داد. جنایت و مکافات هم در این سری کارهای انتشارات نگاه بودند. از کتاب های دیگری که در انتشارات نگاه با این دید چاپ شدند می شود به کارهای چارلز دیکنز، و بالزاک اشاره کرد.

 

نامهای بزرگی که انتشارات نگاه آثارشان را چاپ کرده

دو جور اسم در کارنامه انتشارات نگاه است؛ کسانی که نو قلم و تازه وارد و جویای نام بوده اند و کسانی که خود صاحب اسم و رسم اند. از جمله نام آورانی که کتاب هایشان با آرم انتشارات نگاه منتشر شده می توان به این اسامی اشاره کرد: احمد شاملو ، سیمین بهبهانی ، مرتضی راوندی ، نیما یوشیج ،شهریار ،حسین منزوی ، عماد خراسانی ، یدالله رویایی ،نصرت رحمانی ، بزرگ علوی ، رضا براهنی ، غلامحسین ساعدی، بهرام بیضایی، سهراب سپهری، سید علی صالحی، شمس لنگرودی و محمود دولت آبادی.

 

پرفروش ترین کتاب انتشارات نگاه

بعید است برای کسانی که حتی اهل کتاب و ادبیات هم نیستند، پر فروش ترین کتاب انتشارات نگاه نامی غریبه باشد. لااقل در شبکه های اجتماعی بخشی از این کتاب و جملاتی از آن دست به دست شده اند. صحبت از کتاب شازده کوچولو، نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری است با ترجمه احمد شاملو.

 

کتاب های انتشارات نگاه را چطور تهیه کنیم؟

برای خرید اینترنتی کتاب در میان آثار نشر نگاه می توانید به راحتی کتاب خود را در فروشگاه اینترنتی کتاب روزآهنگ ثبت سفارش کنید و در سریع ترین زمان آن را دریافت کنید. فهرست کامل آثار انتشارات نگاه به همراه پرفروش ترین کتاب ها و تازه های انتشارات نگاه هم در سایت روزآهنگ در دسترس شما هستند.