حالت نمایش
  • فقط نمایش کتاب‌های موجود
مرتب سازی براساس

در هزار تو

گروه مولفان | آلن رب-گری یه| مجید اسلامی
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 170

20,000تومــان

جامعه شناسی مردم مدار در کارزار عمل

گروه مولفان | مایکل بوراوی| ابو بوسا لوئیس| بهرنگ صدیقی| روح الله گلمرادی
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 350

35,000 تومــان

«ترور» علیه تروریسم

گروه مولفان | سوفی وانیچ| اسلاوی ژیژک| ابو بوسا لوئیس| فواد حبیبی| علیرضا خالقی دامغانی
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 237

28,000تومــان

بهار زندگی در زمستان تهران

گروه مولفان | احمد زیدآبادی
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 272

24,000تومــان

خودآگاهی هگلی و پساساختارگرایان فرانسوی

گروه مولفان | دیوید شرمن| لیو راوچ| ابو بوسا لوئیس| محمد مهدی اردبیلی| پیام ذوقی
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 117

15,000 تومــان

کودکی را می زنند

گروه مولفان | زیگموند فروید| مهدی حبیب زاده
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 216

18,000تومــان

نفت و هژمونیسم امریکا

گروه مولفان | محسن مسرت
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 404

38,000 تومــان

نبرد قدرت در ایران

گروه مولفان | محمد سمیعی
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 808

68,000 تومــان

مذاکره با اشیا

گروه مولفان | رحمان شریف زاده
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 395

35,000 تومــان

تاریخ اندیشه ی سیاسی غرب

گروه مولفان | ج. اس مکللند| جهانگیر معینی علمداری
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 517

50,000تومــان

پس از باران

گروه مولفان | سرخی بلبل| نگار یونس زاده
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 144

12,000 تومــان

خردکشی

گروه مولفان | خسرو ناقد
ناشر: نشر نی
تعداد صفحات: 262

22,000تومــان

لوگوی نشر نیمشقهای جعفر همایی برای نوشتن با نی

ماجراهای جعفر همایی و کتاب از یک کلیله و دمنه مصور خلاصه شده در سالهای کودکی شروع میشود؛ ماجراهایی که شاید نقطه عطفش را بتوان بنیان گذاری نشر نی دانست؛ زمانی که همایی و جمعی از رفقای شورای سردبیری وقت روزنامه اطلاعات نفری ده هزار تومان پول روی هم میگذارند و اولین آجرهای خانه نشر نی را روی هم میگذارند. این ماجرا مربوط به سال هزار و سیصد و شصت و چهار است. از آن وقت نشر نی همچنان سر پاست و از مهمترین ناشران حوزه فلسفه و علوم اجتماعی و ادبیات.

جعفر همایی در فاصله اولین کتابی که خوانده تا روزهای درخشان نشر نی هیچ وقت از جریان کتاب و طبع آن دور نبوده است. خودش زمانی در مصاحبه با بخارا گفته بود دومین کتابی که دستم رسید حماسه خورشید بود. همان سالهای دبستان، همایی حسابی به کتاب خواندن عادت میکند و رمان خرمگس میشود اولین کتابی که خوانده و بعد هم نان و شراب. اینها اولین حلقه های زنجیره ی طولانی خواندنی های همایی میشوند؛ کتابخوانی که در تقدیرش نوشته اند، هم زیاد کتاب بخواند هم زمانی بشود ناشر کتابهای فراوان.

همایی در سال 1351 دانشجوی مدرسه عالی بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبایی فعلی است. مدرسه محیطی فعال دارد و جو سیاسی، فکری و فرهنگی اش پر رونقی است.

همایی در مدرسه عالی بازرگانی در گوشه ای از سالن ناهارخوری دانشگاه، کتاب فروشی راه می اندازد. کتابها را همراه دانشجویان پای کار از روبروی دانشگاه تهران یا  شرکت سهامی انتشار در باب همایون میخرند و میبرند تعاونی دانشجویی. تعاونی اولین مشقهای فروش کتاب همایی است.

جعفر همایی آنقدر سرگرم کار صنفی و فرهنگی است که به درس و امتحانات اصلا نمیرسد. نتیجه میشود حکم اخراج جعفر همایی از دانشگاه و رفتن به سربازی در سیستان و بلوچستان. آخر دوره سربازی هم مالاریا میگیرد.

خستگی است یا اقتضای ایام، همایی وقتی حالش بهتر میشود پولهایش را جمع میکند و چمدان را میبندد میرود آمریکا. از نوروز 57 در آمریکا میماند تا هفده شهریور. تقدیر یادش نرفته همایی قرار است روی روزگاری در ایران بنیان گذار نشر نی شود. انتشاراتی استخوان دار که حرفهای زیادی برای گفتن دارد. همایی برمیگردد ایران.

انگار بناست جعفر همایی پس از برگشت از آمریکا باز هم گوشه و کنار کار طبع و انتشار را مشق کند، پس همچنان که بالاخره  طی یازده سال در 1363 لیسانس میگیرد، از سال 1358 با جمعی از رفقا مشغول چاپ نشریه دانش آموزی میشوند. اسم مجله میشود اتحاد جوان و شماره اولش هم از قضا همزمان با شهادت استاد مطهری بیرون می آید. همایی در اتحاد جوان در کار نشر سه سال تجربه کسب میکند. تجربه هایی که بعدها خیلی به کار نشر نی خواهند آمد.

با اینکه همایی و رفقا سر از جبهه در می آوردند و در رفت آمد بین خط مقدم و خانه اند، باز هم اتحاد جوان تا بعد از جنگ تا سال هزار و سیصد و شصت دوام می آورد. چند شماره ای بعد از جنگ می آید روی دکه و اتحاد جوان داستانش تمام میشود.

همایی یکی دو نشریه دیگر را تجربه میکند تا اینکه سر از انتشارات امیرکبیر در می آورد. این زمانی است که نشر تازه مصادره شده و هیچ کس دقیق برنامه ای برای آینده ندارد. از مدیریت هم در کار تولید خبری نیست. آش اینقدر شور است که همایی خودش مجبور میشود متن حکم استخدامش را بنویسد، بدهد ماشین کنند و برود برای امضا. در این اوضاع و احوال هم درسی که خوانده به کارش می آید هم تجربیات نشر سالهای گذشته.

سمت همایی در انتشارات امیر کبیر مدیر تولید است. مدیر تولیدی که همه بارها را باید به دوش بکشد. به گفته خود همایی در آن روزها مراحل تولید از عقد قرارداد شروع میشده تا ویرایش و چاپ و صحافی. بعد هم باید کتاب را برای فروش تجویل می داده اند.

جایی در گفتگویی رسانه ای ، جعفر همایی گفته است در انتشارت امیرکبیر، چند ماه کارتون باز کرده و آرشیوها را مرتب میکرده. کاری که هرچه در عرصه نشر یاد گرفته از همان بوده.

 

یک قدم مانده به تاسیس نشر نی

همایی بعد از امیرکبیر، دعوت میشود تا همراه عده ای انتشارات روزنامه اطلاعات را راه بیندازند. تشکیلات جمع و جوری هم راه می افتد و تعدادی کتاب هم با آرم انتشارات اطلاعات بیرون می آید ولی کار آن طور که دلخواه همایی است جلو نمیرود.

همایی علاقه داشته در بخش عمومی کار کند. کار در موسسه ای خصوصی یا حتی تاسیس شرکت خصوصی در ذهنش هم خطور نمیکرده ولی سرخوردگیهای متعدد باعث میشود به پیشنهاد آقای سید احمد سام که در سردبیری اطلاعات مشغول بوده، با پنج نفر دیگر همتشان را جمع میکنند تا شرکت انتشاراتی تاسیس کنند.

همایی و رفقا نفری ده هزارتومان روی هم میگذارند.  جلال رفیع، سید احمد سام، عبدالعلی رضایی و منصور آسیم و احمد ستاری و سید مهدی مدرسی اسامی شان است. باقی سرمایه هم را هم زنی سالخورده به عنوان مضاربه میدهد.

 

اسم نشر نی از کجا آمد؟

درباره اسم شرکت، همایی و بقیه تنها میدانستند میخواهند کوتاه و با معنی باشد. یک روز که در خانه همایی جلسه برقرار بوده، بیرون خانه صدای ساز پیرمردی می آید که برای خودش جایی در کوچه نشسته و نی میزند. پیرمرد که از قضا ملایری بوده دعوت میشود داخل و همایی و رفقا مینشینند پای نوای سازش. جلال رفیع هم همراه صدای ساز پیرمرد ملایری میخوانَد: «بزن نی را دلم غم دارد امشب». از دل این شب و بزم نی، به پیشنهاد جلال رفیع، اسم انتشارات میشود نی که هم کوتاه باشد، هم زیبا و معانی مختلفی هم بدهد.

 

 اولین کتابهای نشر نی

«حقایق الاخبار ناصری» اسم اولین کتابی است که با اسم نشر نی بیرون آمد. دومی هم خاطرات تقی اعلم السلطان دانشور بود از دربار قاجار. این دومی اجازه چاپ نگرفت و به قول جعفر همایی در همان چاپخانه تیغ خورد. سومین کتاب همایی و دوستانش هم «سفرنامه سیف الدوله» بود.

اوضاع نشر نی پس از انتشار این سه کتاب اصلا تعریفی نداشته است. یکی که اصلا پایش به بازار نرسید دوتای دیگر هم در فروش خراب کرده بودند. کتاب چهارم وظیفه سنگینی داشت. ادامه حیات نشر نی به فروش کتاب چهارم بستگی داشته است.

 

اعتراف ژنرال برای نجات نشر نی

آن زمان قاعده این بوده که اول کتاب چاپ میکرده و بعد از ارشاد برایش مجوز میگرفته اند. همین میشود که همایی و باقی شرکای نشر نی پی همه چیز را به تنشان میمالند و علیرغم ریسک بالای کار میروند سراغ خاطرات ارتشبد عباس قره داغی. متن به شکل کپی در خارج از کشور تکثیر شده و یک نسخه هم میرسد دست جلال رفیع. در هیئت مدیره، کار پیشنهاد میشود و تصویب.

«اعترافات ژنرال» سال 1365 ده یا یازده بار چاپ میشود. رنگ به رخسار جعفر همایی و بقیه همکاران برمیگردد و صدای نی جان دوباره ای میگیرد.

همایی درباره آن روزها میگوید چاپ اول پنج هزار نسخه بوده و تا چاپ چهارم و پنجم کتابها را روی هم میچیده اند، آن طرف هم کتابفروشها در صف تا کتابها را ببرند.

 

پای نشر نی به حوزه کتاب اقتصای باز میشود

دکتر فریدون تفضلی، صاحب کتاب اقتصاد کلان، آن روزها استاد آقای سام، همکار همایی بوده. کتاب اقتصاد کلان هم خیلی گران میرسیده دست دانشجوها و برای همین استاد به سام پیشنهاد میدهد فکری بکنند. قرارداد جدیدی نوشته میشود. بناست با فرمول نویسی مجدد و حروف چینی جدید کتاب را در دسترس دانشجوها قرار دهند. جعفر همایی با توجه به رشته تحصیلی اش، شب فرمها را از حروف چینی میگرفته و در خانه تصحیح میکرده و صبح میرسانده به دست دکتر تفضلی در دانشگاه تهران. کار که به بازار میرسد، ششصد هفتصد صفحه بوده و در یک سال دو یا سه چاپ از آن تمام میشود.

 

داستان واحد پژوهش در نشر نی

پژوهش و کار بنیادی و تلاش برای فرهنگ سازی در نشر نی با پرسشنامه هایی شروع شد که عبدالعلی رضایی تهیه میکرد. رضایی فرمها را برای متخصصان علوم اجتماعی و اقتصاد میفرستاد. در نشر نی میخواستند پدید آورنده و موضوع را با اولویت بندی درست مشخص کنند. به گفته جعفر همایی، این کار آن روزها جواب نداد چون سرمایه میخواست و توان مالی بالا که نشر نی نداشت.

در یک قلم رضایی و نشر نی به این نتیجه رسیده بودند که در حوزه ادبیات کلاسیک فارسی باید عصر هر شاعر هم مورد توجه قرار بگیرد. در باب حافظ میروند سراغ استاد شفیعی کدکنی که استاد جواب میدهند منابع و امکانات کم است و کاری از پیش نخواهد رفت.

البته این نگاه و جهت گیری آنچنان هم ناکام نماند. شرح نهج البلاغه ابن الحدید محصول این رویکرد نشر نی بود. دکتر محمود مهدوی دامغانی به نشر نی اعتماد میکند و کار را در همان مشهد که محل سکونتش بوده به عهده می گیرد. نتیجه میشود هشت جلد کتاب از سال 67 تا 73 به تدریج منتشر شد. هفتاد و نه هم دوره کامل تجدید چاپ شد.

 

نشر نی، جعفر همایی و موفقیت

در دهه هفتاد اول آقای مدرسی از نشر نی میرود بعد هم ستاری درگیر خدمت سربازی میشود. رضایی هم میرود تحصیلاتش را در جامعه شناسی ادامه بدهد. کم کم جعفر همایی میماند و  نشر نی که باید تنها برایش تصمیم بگیرد.

همایی در مورد آن روزها می گوید همچنان به اهمیت پژوهش در تصمیمگیرها اعتقاد داشته ولی به تجربیات و واقعیات روز هم اهمیت میداده. نمونه اش اینکه جرات کرده برود سراغ فیلمنامه.

هوشنگ گلمکانی سردبیر ماهنامه فیلم، انتخاب میشود تا به همراه نشر نی ماهی یک فیلمنامه مشهور را منتشر کنند. مناسبت هم صدسالگی سینما بوده.

خیلیها آن وقت سر تکان میداده اند و آشکار و پنهان به همایی میگفته اند با این تصمیم نشر نی ورشکست میشود.

نشر نی ورشکست که نشد هیچ همراه و همپای جعفر همایی جلو آمد هنوز که هنوز است از موفقترین ناشران حساب میشود؛ نشان به آن نشان که سال نود و سه در نمایشگاه در میان ناشران عمومی بیشترین میزان تراکنش های مالی را به خود اختصاص داد. یک شاهد دیگر هم بر موفقیتهای نشر نی هست؛ بیشتر از 1100 عنوان کتاب در حوزه هایی مثل ادبیات، علوم اجتماعی، علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد، مدیریت، دین، فلسفه، تاریخ،‌ روان‌شناسی، علوم طبیعی و هنر با امضای نشر نی منتشر شده اند که اتفاقا اسم و رسم دار هم هستند. همین خودش جای پای انتشارات نی را بین اهل علم و دانشگاهیان مجکم کرده.

 

تعطیلی نشر نی!

در یکی از غروبهای سال 1389 کرکره فروشگاه نشر نی در خیابان کریمخان پایین و رفت بعد هم خبر رسید کرکره دیگر بالا نمیرود است. این اتفاق خیلی ها را نگران کرد که اوضاع اسفبار است و ممکن است موج تعطیلی و ورشکستگی دامن بقیه را هم بگیرد. چند و چون ماجرا بیشتر از هر چیزی در نوشته ای از خود جناب جعفر همایی معلوم شد:

« اولا ما ورشکست نشده ایم و وضعمان الحمد لله و المنه خیلی هم خوب است به لطف پروردگار دو دیگر آن که فروش مغازه هیچ ربطی به حذف سوبسیت نداشته بلکه خومان و سایر همکاران شش سنه پیش از این فی معرض کتاب الدولی فی طهران اعلامیه صادر کردیم و مهر نمودیم که دولت فخیمه سوبسیت را قطع نماید اهم دلیلش هم این بود که اموال متعلق به هفتاد هزار کرور نفوس را به چند صد ولو چند هزار نفر دادن توجیه شرعی ندارد و از این رو کار مطبعه جات بی برکت گشته بود و هرچه وزیر محترم وقت پیغام فرستاد که این قالی قرمز را از زیر پای ناشران نکشید ما همچنان اصرار ورزیدیم و این مهم به انجام رسید الحمدلله و سیم آن که دیگر حجرات کتابفروشی که در راسته کریم خان زند عفالله عنه چرا تعطیل گشته یا میخواهد بشود
... ولی قصد خودمان این است و دلیل مان نیز که به دلیل کمبود جا برای انبار کتب و محل فروش و امور مکتب و تحریریه و چرتکه خانه و از آنجا که عمرمان در بیست و پنجم تیرماه سال جاری از پنجاه و شش گذشته و قوه جوانی رو به افول نموده و آمد و شد برایمان سخت شده خواستیم همه امورمان را در یک محل جمع آوریم و در آینده نزدیک انشاءلله حدود یکسال و اندی بعد حجره فروش کتب در محلی دیگر دایر خواهد گشت»

 

کتابهای نشر نی را کجا بخریم؟

فروشگاه اینترنتی روزآهنگ مفتخر است که اعلام کند کتابهای نشر نی را راحت تر از هر جای دیگری میتوانید در قسمت جست و جوی سایت روزآهنگ پیدا کنید و به آسانی سفارش دهید و در سریعترین زمان دریافت کنید. خرید کتاب در روزآهنگ برای شما از همیشه لذت بخش تر خواهد بود