حالت نمایش
  • فقط نمایش کتاب‌های موجود
مرتب سازی براساس

آخرین قارون

گروه مولفان | فرانسیس اسکات فیتس جرالد| علیرضا کیوانی نژاد
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 227

22,000تومــان

از پنجره های باز برایم بخوان

گروه مولفان | آرتور کوپیت| حسین ملکی
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 37

5,500 تومــان

چرت بعدازظهر

گروه مولفان | تیلد باربنی| هادی جامعی
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 48

5,500تومــان

بعد از مگریت

گروه مولفان | تام استاپارد| هوشنگ حسامی
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 45

5,500تومــان

مجموعه ی نامریی

گروه مولفان | اشتفان تسوایگ| علی اصغر حداد
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 22

3,500تومــان

لاموزیکا

گروه مولفان | مارگریت دوراس| هوشنگ حسامی
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 43

5,500 تومــان

دو درس کوتاه درباره ی دیرین شناسی

گروه مولفان | مارک تواین| پرویز شهریاری
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 21

3,500 تومــان

پزشک پوشالی

گروه مولفان | چارلز دیزنزو| هوشنگ حسامی
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 38

4,500تومــان

غاب

گروه مولفان | زکریا قائمی
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 97

11,000تومــان

جبهه های افتخار

گروه مولفان | ژان روئو| مریم خراسانی
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 178

19,000تومــان

اسب من

گروه مولفان | معین دهاز
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 106

11,000تومــان

شوایک

گروه مولفان | یاروسلاو هاشک| کمال ظاهری| یوسف لادا| ابو بوسا لوئیس
ناشر: نشر چشمه
تعداد صفحات: 908

75,000تومــان

لوگوی نشر چشمه

داستان تولد نشر چشمه

اگر قرار بود برای نشر چشمه زمانی مثل آدمیزاد شناسنامه بگیرند قطعا جلوی اسم پدر باید می نوشتند حسن کیائیان. تا اینجایش هیچ شکی نیست ولی برای محل تولد هم می شود نوشت کریمخان هم می شود نوشت کتابخانه حسن کیائیان، کتابخانه ای پر و پیمان که فقط در خانه آنهایی پیدا می شود که وقف کتاب هستند و زندگی شان لابلای صفحه های کاغذی ورق می خورد.

خانه حسن کیائیان، آنقدر رنگ و بوی کتاب داشته که اعضای خانواده هم با کتاب یکرنگ شوند. این خانه از آن دست خانه هاست که از همان ابتدا معلوم است پسرها هم عاقبتشان یک طورهایی به کتاب ربط پیدا می کند. عاقبتی که کاوه و بهرنگ و روزبه کیائیان نصیبشان شد.

حسن کیائیان، منتظر نمانده بود تا پسرها عقل رس شوند و عصای دستش. سال هزار و سیصد و شصت و سه آستین بالا زد و تصمیم گرفت وقتی هم  از خانه بیرون است با کتاب دم خور باشد. حسن کیائیان کتابفروش شد. اسمش را هم گذاشت چشمه. نشر چشمه اسمش را مدیون یک شاعر است. محمد شمس لنگرودی، دوست و هم دانشگاهی حسن کیائیان اسم چشمه را برای نشر پیشنهاد داده بود. کسائیان یک سال که گذشت دید در موضوع کتاب باز اشتها دارد و شد ناشر؛ ناشری که کتابفروش هم ماند.

حسن کیائیان در ادامه راه دست تنها هم نبود. کاوه کیائیان از سال هزار و سیصد و هشتاد و دو شد مدیر انتشارات و روزبه و بهرنگ هم در قسمت پخش و نشر مشغول شدند. کاوه کیائیان یک جایی گفته بود ما سه برادر تصمیم گرفتیم در حوزه تخصصی خودمان بهترین باشیم.

چه کسانی که دلبسته و طرفدار نشر چشمه هستند، چه کسانی که منتقد سفت و سخت آن، در یک موضوع همه شان اشتراک نظر دارند؛ چشمه از مهمترین ناشران به خصوص در حوزه ادبیات داستانی است. به اسم این ناشر مهم میخورد آرام باشد و در گوشه ای برای خودش کتاب چاپ کند و بفروشد یعنی بی سر و صدا راهش را برود ولی چشمه حسن کیائیان راه دیگری را انتخاب کرده بود. چشمه بیشتر شبیه یک رود خروشان راه رفت. سر و صدایش را همه شنیدند و تا خاندان کیائیان به خودش بیاید خواسته یا ناخواسته در حوزه اخبار فرهنگی، چشمه سر و صدا به پا کرد.

 

حاشیه های پر رنگ نشر چشمه

شروع حاشیه های پر رنگ نشر چشمه زمستان سال هزار و سیصد و نود بود؛ زمانی که مجوز نشر چشمه تعلیق شد. گفتند علتش دلایل قضائی است. بهمن دری معاون فرهنگی وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم مصاحبه کرد و  گفت مجوز نشر چشمه تنها تعلیق شده و باطل نشده.

حاشیه ها قصد داشتند مثل خود نشر چشمه مصمم راهشان را ادامه بدهند و کار در اردیبهشت هزار و سیصد و نود و یک رسید به آنجا که در نمایشگاه کتاب تهران یکی از شلوغترین غرفه های ادبیات داستانی جایش خالی بود؛ گفته بودند نشر چشمه امسال نیاید نمایشگاه.

خرداد ماه برای نشر چشمه اوضاع بدتر هم شد؛ مجوز نشر چشمه از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کلا لغو شد. دلیل وزارت هم نمایش نامه ای بود که نشر چشمه  ارائه کرده بود تا برایش مجوز بگیرد. اسم نمایش نامه «روز حسین علیه السلام» بود. کاری از محمد رحمانیان. بهمن دری معاون فرهنگی وزیر در این رابطه گفته بود :

«نشرچشمه کتابی عرضه کرد که سراسر ضد امام حسین(ع) بود، تعرض به امام حسین دیگر قابل گذشت نبود؛ آقای کیائیان مدیر نشر به دفتر من آمد و گفت والله من این کتاب را نخواندم!»

نمایش نامه ای که نشر چشمه با آن گرفتار شد سومین عنوان از سه گانه نمایشنامه هایی با موضوع قیام کربلا بود که رحمانیان مینوشت. قبلی ها «پل» و«اسب‌ها؛ سال 59 هجری شمسی»، بودند که در تالار چهارسو و تالار اصلی مجموعه تئاترشهر به صحنه هم رفته بودند. سومین نمایش نامه هم تمرین شده بود و قرار بود به صحنه برود که البته موضوع از بیخ و بن منتفی شد. رحمانیان در یادداشتی در روزنامه شرق نوشته بود از نشر چشمه خواستم موضوع انتشار نمایش نامه را کان لم یکن تلقی کند. رحمانیان، اصولا کیائیان و نشر چشمه را مقصر نمیدانست و جایی در همان یادداشت گفته بود:

« آقای حسن کیائیان و نشر محترم چشمه، در این واقعه کوچکترین گناهی نداشته و ندارند. با توجه به تجربه‌های نمایشی و ادبی یک نمایشنامه نویس، این حسن ظن را داشته‌اند که نمایشنامه‌ای از او را شایسته چاپ در انتشارات وزین خویش بدانند. بابت این گرفتاری و لطماتی که از سوی نمایشنامه «روز حسین» به ایشان وارد آمده عمیقاً و از ته دل اندوهگینم. امیدوارم مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به گناه آهنگر بلخی، گردن مسگر شوشتری را نشانه نروند»

در مورد اینکه نشر چشمه آهنگر گناهکار بلخی بود یا مسگر شوشتری بیگناه، نظر فعالان رسانه ای با هم زمین تا آسمان فرق داشت و هنوز هم دارد. هر چه بود ماجرای ابطال یا محدودیت مجوز نشر کش پیدا کرد تا وقتی که علی جنتی شد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. این زمانی بود که نشر چشمه از محدودیت خارج شد و توانست به جز کتاب فروشی کار چاپ کتاب را هم انجام بدهد.

 

نشر چشمه و رویای خوش راسته ی فرهنگی

خیابان کریمخان، از مدتها پیش میزبان کتابفروشها بوده است. دهه شصت کریمخان کم کم میزبان لاروس، چشمه، نقره، کسری،مرغ آمین، گویا، نشر آبی و کتاب تهران شد. کسانی که کتابها و اثاثشان را آوردند و در کریمخان بساطشان را راه انداختند.

بین اینها مرغ آمین آتش گرفت، گویا و کسری و کتاب تهران و لاروس تعطیل شدند. ثالث و بتهوون کتابفروشهایی بودند که جای قبلی ها را گرفتند. در این رفت و آمدها که بدنه کتابفروشها همراه و همگاه با افت سرانه مطالعه کتاب مشغول لاغر شدن بود، مانتو فروشها و طلا فروشها هم، مثل دو قسمت یک منگنه به کتابفروشیها فشار می آوردند.

خاندان کیائیان و باقی رفقای کتاب فروش «گفت» را راه چاره ای میدانستند که شاید در اوضاع نابسامان مطالعه کتاب هم به داد کریمخان برسد هم کتاب. گفت مخفف گذر فرهنگ تهران بود. یعنی قرار شد مثل خیلی جاهای دنیا تهران یک جایی داشته باشد که با کتاب و نویسنده و ناشر و هر چیزی که بوی کتاب میدهد عجین باشد. مثلا مثل پاریس.

در پاریس میشود در یک محله، صبح از مغازه‌ای که همینگوی نان صبحانه‌اش را میگرفت نان بخرید و با نانوا درباره‌ی "پیرمرد و دریا" اختلاط کنید، ظهر در کافه‌ای ناهار بخورید که گرترود استاین ناهار میخورد. به عادت پاریسی ها هم اگر به سرتان زد چای بعد از ظهر را بیرون بخورید، میتوانید، به کافه‌ای بروید که شصت سال پیش پاتوق ژان‌پل سارتر و سیمون دوبوار بود. کتابفروشی کوچکی هم هست که بر خلاف این جدیدترهای پر زرق و برق کهنگی و سادگیش را دو دستی چسبیده؛ همانکه سال  1920 به شاعران جوانی مثل پل الوار، لویی آراگون و آندره برتون کتاب دست دوم می‌فروخت.

غرض اینکه اهالی چشمه و بقیه رفقای کتابفروش خیابان کریم خان چنین خوابی را برای راسته خودشان دیده بودند و اقداماتی هم چند سال پیش انجام شد. مسئولان هم قولهایی دادند و کارهایی کردند.

برای آگاهی از نتیجه لازم نیست کسی زنگ بزند به نشر چشمه یا یکی دیگر از کتابفروشیهای خیابان کریمخان. کافی است هفت تیر را به سمت میدان ولیعصر(عج) پیاده بروید و برگردید. مشاهدات میدانی تایید میکنند که عرصه همچنان بر کتاب و کتابفروش و کتابخوان بسیار تنگ است و خیلی مانده تا تهران هم صاحب گذر فرهنگی درست و حسابی بشود.

 

کارنامه نشر چشمه

نشر چشمه از سال شصت و چهار کتاب چاپ کرده. اوایل تعداد این کتابها کم بوده و بعدا کار رونق گرفته؛ شاهد این رونق دویست و هفتاد عنوان کتابی است که سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت به بازار میرسند و نشان چشمه پشت جلدشان خورده

طبق آماری که مسئولان خود نشر سال هشتاد و هشت داده بودند، چشمه هفتصد عنوان کتاب منتشر کرده که سیصدتایش در حوزه ادبیات است. همین عدد و نسبت باعث شده چشمه را بیشتر ناشر کتابهای ادبی بدانند

 در میان کسانی که چشمه کتابهایشان را چاپ کرده نامهای بزرگی به چشم میخورند؛ کسانی مثل احمد شاملو، محمود دولت‌آبادی، فریدون مشیری، علی‌اشرف درویشیان، صادق هدایت، هوشنگ ابتهاج (سایه)، ایرج افشار، احمدرضا احمدی. جز نامهای بزرگ، خیلی از کتاب اولی هایی هم بوده اند که چشمه زیر بال و پرشان را گرفته و الان برای خودشان نام و نشانی دارند.

چشمه جز کتابهای ادبی به طبقات دیگر هم گوشه چشمی داشته و در زمینه انتشار کتاب در حوزه فلسفه، سیاست، اقتصاد، کودک و نوجوان، موسیقی، سینما، تئاتر، تاریخ و اسطوره هم تلاش کرده است.

نشر چشمه بعضی از عناوین انتشاراتی خودش را هم برده ذیل عنوان یک سری مجموعه های خاص. مثلا جهان تازه‌ی داستان، کتاب‌های قفسه‌ی آبی، متن‌های پیشینه‌ی داستانی، جهان نو، جهان کلاسیک، جهان‌ سیاه، جهان خیال، جهان تازه‌ی شعر، شعر جهان، جهان تازه‌ی نمایش، مجموعه‌ی مطالعات سینمایی، کتاب ونوشه، اندیشه‌ی امروز ایران و مجموعه‌ی کتاب‌های اقبال.

 نشر چشمه را دوست داشته باشید یا نه، جز منتقدانش باشید یا طرفداران،  از آنهایی است که جای پایش را در حوزه ادبیات جوری در کریمخان سفت کرده که اثراتش به راسته کتابفروشیهای انقلاب هم رسیده. خیلی از کتابخوانها با دیدن مهر نشر چشمه روی کتاب لااقل اینقدری قانع میشوند که کتاب را بررسی کنند و بگذارند در گزینه های خرید و خواندن.

 

جوایز نشر چشمه

سال 1388 را می توان سال اوج افتخارات و موفقیت نشر چشمه دانست. در این سال 270 کتاب در موضوعات مختلف در نشر چشمه منتشر شد و برخی از این کتاب ها توانستند جوایزی کسب کنند. از جمله در جایزه هوشنگ گلشیری در سال 1388 چهار عنوان از کتابهای نشر چشمه جوایزی را دریافت کردند. در سال های بعد نیز در جوایز ادبی مختلف از جمله جایزه شعر احمد شاملو، جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران، جایزه مهرگان ادب، جایزه ادبی روزی روزگاری و ... کتاب هایی از نشر چشمه جوایزی دریافت کردند.

 

خرید کتابهای نشر چشمه

در روزآهنگ می توانید راحت تر از هر جای دیگری کتابهای نشر چشمه را پیدا کنید، آسان سفارش دهید و  زود تحویل بگیرید. خرید کتاب در روزآهنگ تجربه ای متفاوت است که فرایند پیدا کردن و سفارش و تحویل کتاب را به خاطره ای شیرین برای کتابخوانها تبدیل میکند