حالت نمایش
  • فقط نمایش کتاب‌های موجود
مرتب سازی براساس

مرض مبارک

گروه مولفان | جمال الدین علا الدینی شورمستی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 156

16,000 تومــان

آخرین راز

گروه مولفان | نیکلاس ویلیام بتل| مهرداد معینی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 426

25,000 تومــان

از گذشته های ایران

گروه مولفان | ژاله آموزگار یگانه
ناشر: معین
تعداد صفحات: 531

35,000 تومــان

جزیره ی بی آفتاب

گروه مولفان | محمدجعفر یاحقی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 604

37,000 تومــان

هوشنگ دوم

گروه مولفان | هوشنگ مرادی کرمانی| کریم فیضی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 552

37,000 تومــان

100 رهبر تاثیرگذار تاریخ

گروه مولفان | ایمی مکنا| ابوالحسن تهامی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 527

40,000 تومــان

سرگذشت شگفت انگیز حیات روی زمین

گروه مولفان | ریچارد داوکینز| محمد رضا توکلی صابری
ناشر: معین
تعداد صفحات: 600

57,000 تومــان

کلیات اشعار باقی غزنوی

گروه مولفان | عبدالباقی صوفی تبریزی| محمد سرور مولائی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 559

35,000 تومــان

خواب و بیدار

گروه مولفان | فریده گلبو
ناشر: معین
تعداد صفحات: None

15,000 تومــان

از هر دری حکایتی

گروه مولفان | محمدبن محمد عوفی| امیربانو (مصفا) امیری فیروزکوهی| محمد شریفی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 155

40,000 تومــان

اکسیر خوشبختی

گروه مولفان | محمدبن محمد غزالی| بهاءالدین خرمشاهی| محمد شریفی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 167

40,000 تومــان

شاهنامه نگاری

گروه مولفان | فاطمه ماه وان| محمدجعفر یاحقی
ناشر: معین
تعداد صفحات: 378

30,000 تومــان

moin publication logo لوگوی انتشارات معین

انتشارات معین در یک نگاه

انتشارات معین را در سال هزار و سیصد و شصت و چهار، پنج نفر تاسیس کردند؛ عباس حرّی، خلیل قاسمی، علی اصغر اخوان مقدم و محسن محمدی و محمدقاسم لیما صالح رامسری. اولین کتاب انتشارات معین هم مجموعه مقالات دکتر محمد معین بود و تا الان نشر معین در بسیاری از موضوعات کتاب چاپ کرده است.

 

مدیر انتشارات معین قبل از انتشارات معین

مدیر انتشارات معین، محمدقاسم لیماصالح رامسری است، نگفته پیداست که اهل رامسر است. او بیستم مرداد هزار و سیصد و سی و پنج به دنیا آمد، در روستای لیماکش، واقع در نزدیکی هتل رامسر. ظاهرا تا بوده سرنوشت خطه ی سرسبز شمال و پیشانی نوشت آن با مقوله مسافر و سفر گره خورده است، دوران کودکی و نوجوانی جناب محمدقاسم لیماصالح رامسری هم اوضاع به همین منوال کنونی بود. تعطیلات که می شد خروار خروار مسافر راهی شمال می شد. آن طرف ماجرا در خانه محمدقاسم نوجوان بنا به هزار و یک دلیل همه باید در خرج خانه سهیم می شدند، یکی اش، جمعیت زیاد خانه بود. این شد که محمدقاسم از بلال فروشی گرفته تا گرفتن مسافر برای اتاق های خالی و پیشخدمتی در هتل رامسر، همه را تجربه کرد. همین مسیر روزگاری او را کشاند به کتاب فروشی دانش در رامسر که آن وقتها از انتشارات امیرکبیر کتاب می گرفت. بنا بود بعدتر پای مدیر انتشارات معین از همین گذر به راسته ی کتاب و چاپ و مطبوعات باز شود.

سال هزار و سیصد و پنجاه رامسری، برای ادامه تحصیل از رامسر بار سفر بست و آمد تهران. در تهران هم برای خرج تحصیل ماجرای تجربه شغل های مختلف ادامه پیدا کرد؛ از پخش بروشور تبلیغاتی گرفته تا تحصیل داری و نگهبانی. اینها بود تا سال هزار و سیصد و پنجاه و شش که به واسطه تجربیات و سابقه کار در کتابفروشی بنا شد رامسری در مجله فردوسی به صورت پاره وقت مشغول کار شود. این دوران مربوط به ایامی است که فضای سیاسی مقداری بازتر شده است و مجله فردوسی بعد از مدت ها سکوت و حبس کلمات، توانسته نفسی کشد و حتی آثار کسانی مثل شریعتی یا شب های شعر گوته را از زیر تیغ تیز سانسور با جان سالم برساند به صفحات مجله.

آن وقت ها سردبیر مجله سخن عباس پهلوان بود که خودش دستی در آتش قلم داشت و کارهایش را انتشارات امیرکبیر منتشر می کرد. این خط و ربط پای محمدقاسم لیماصالح رامسری را به انتشارات امیرکبیر هم باز کرد و او آنجا استخدام شد.

 

مدیر انتشارات معین و اولین تجربه های جدی کار نشر

انقلاب که پیروز شد رامسری در فروشگاه امیرکبیر واقع در خیابان جمهوری فعلی کار می کرد. فضایی که به صورت فشرده تجربیات گرانبهایی به همراه داشت چون آن فروشگاه محل رفت و آمد آدم هایی از جنس های مختلف بود. این خود دایره کتابشناسی لیماصالح رامسری را فراوان گسترش داد. این فرصت البته بنا نبود برای سال های طولانی باقی بماند؛ در تب و تاب اول انقلاب، کنار مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا شعارها و شورهای دیگری هم بود، مثلا مرگ بر سرمایه دار. ربطش هم به حوزه کار کتاب و رامسری در یک اسم خلاصه می شد، عبدالرحیم جعفری که صاحب یکی از بزرگترین بنگاه های چاپ و نشر خاورمیانه بود. آتش در قامت شراره های اعتصاب دامن جعفری و انتشارات امیرکبیر را گرفت. محمدقاسم لیماصالح رامسری از آن روزها این طور یاد می کند:

«اعتصابات دامن امیرکبیر را گرفت. کار تولید کتاب و در پی آن فعالیت فروشگاه ها تعطیل شده بود و ما هم بی آنکه خودمان بدانیم متاسفانه، یا از سر بی تجربگی یا جوگیر شدن همگام با دیگران به شکلی به این اعتصابات در امیرکبیر دامن زدیم. آقای عبدالرحیم جعفری که سال ها برای به وجود آوردن چنین تشکیلاتی خون دل خورده بود و با کارگری در تشکیلات خاندان علمی و از صفر شروع‌کردن و تلاش شبانه روزی یکی از بزرگترین نشرهای خاورمیانه را بنا نهاده بود به زندان افتاد.»

کار اعتصاب کارگران انتشارات امیرکبیر با مذاکره و پذیرش بعضی از  خواسته های کارگران، سامان گرفت ولی گره کار خود عبدالرحیم جعفری کورتر شد؛ اسماعیل رائین در دفتر انتشارات سکته کرد و بعد هم مرد. ماجرای رائین و جعفری خودش مثنوی هفتاد من کاغذ است و همین قدر بس که بعد از مرگ او سرنوشت امیرکبیر و جعفری کن فیکون شد.

بعد از اتمام اعتصاب، محمدقاسم لیماصالح رامسری به بخش تولید در خیابان خواجه نصیر منتقل شد و این آغاز تجربه های فنی او در عرصه نشر شد. «زندگی در پیش رو» از رومن گاری با ترجمه لیلی گلستان اولین کار نمونه خوانی او بود. دومی، سنجش خرد ناب نوشته ایمانوئل کانت با ترجمه دکتر میرشمس الدین ادیب سلطانی.

 

انتشارات معین به دنیا می آید

زمانی که هنوز آقای رامسری در انتشارات امیرکبیر به کار مشغول بود، روزی زرین کوب از طریق او پیگیر شد تا بخشی از حق تالیف هایش را زودتر بدهند تا بتواند برای عمل آب مروارید برود سفر فرنگ. رامسری پیگیر ماجرا می شود و سفت و سخت می افتاد دنبال کار دکتر زرین کوب. مدیر وقت انتشارات بالاخره از پیگیری های رامسری کلافه می شود و درشتی بارش می کند. رامسری هم هم به قهر از در انتشارات امیرکبیر می زند بیرون. این جرقه اولیه ای بود که باعث شد تا رامسری به فکر بیفتد مستقل کار کند.

انتشارات معین به شماره ثبت 65075، با عنوان شرکت انتشارات معین با مسئولیت محدود اینطور به دنیا آمد. اولین کتاب هم شد مجموعه مقالات دکتر معین به کوشش دخترشان، مهدخت معین. دومی هم از دکتر زرین کوب بود؛ دفتر ایام.

 

انتشارات معین و جعفر شهری

برای رامسری خیلی از نام های بزرگ و آشنایی با آنها از انتشارات امیرکبیر شروع شد؛ جعفر شهری، احمد محمود، عبدالحسین زرین کوب، غلامحسین یوسفی و خیلی های دیگر. در میان این نام ها جعفر شهری تاریخ تهران بود، طهران مجسم. او کسی بود که در از فرهنگ عامه عناصری در خاطر داشت که شاید هیچ کس از این لحاظ با او قابل قیاس نباشد. ماجرای آشنایی و اولین دیدار رامسری با شهری خواندنی است:

«روی آقای محمدرضا جعفری زنگ زد و گفت بیا اتاق من. آن روزها من ویر درویشی ام گرفته بود و با یک کت کهنه دراز و ریش بلند و با شمایل درویشی و بیخیالی دینای مجردی، بالا و پایین می رفتم. گفت فردا پیرمردی می آید اینجا که در نوع خود منحصر به فرد است. می توان گفت او یک تاریخ مجسم است. تاریخی که راه می رود. اما بدخلق، بدقلق، عصبی و تنگ حوصله است. باید مراعات سن و حالش را بکنی. تو از این به بعد زیاد با او کار داری. هر چی گفت بگو چشم.»

رامسری به شهری همیشه گفت چشم و قدرش را دانست و احترامش را بر خود واجب کرد. پیرمردی که روز اول با کلاه شاپو و جلیقه و عصا به دست و سیگار بر لب با رامسری ملاقات کرد، بعدها شد یکی از کسانی که کتاب هایش را منحصرا به انتشارات معین می داد. تاریخی مجسم که تنها بخشی از آن به دست رامسری در انتشارات معین فرصت چاپ و ماندگاری پیدا کرد. از جعفر شهری به همت انتشارات معین کتاب هایی مثل قند و نمک و طهران قدیم منتشر شد.

 

آثار احمد محمود در انتشارات معین

از احمد محمود همسایه ها قبل از انقلاب چاپ شده بود که دیگر همان دوران هم اجازه چاپ نگرفت. بعد از انقلاب هم باز مدتی نمی توانست کتاب چاپ کند. رامسری احمد محمود را از زمان انتشارات امیرکبیر می شناخت، به خصوص زمانی را به یاد می آورد که در نمونه خوانی کتاب داستان یک شهر، همراه قلم محمود به هزارتوی داستان سفر کرد. رامسری به هوای کتابی برای انتشارات معین باز رفت سراغش تا اگر کتابی دارد نشر معین چاپش کند. محمود گفت کاری هست ولی قولش را به ناشری دیگر داده ام. قراردادی در میان نبود، فقط احمد محمود پای حرف هایش می ایستاد، مرامش این شکلی بود. ناشر مذکور چند مرتبه بدقولی کرد و برای تحویل گرفتن کتاب سراغ آقای نویسنده نمی رود. نهایتا در مکالمات رامسری که هنوز پیگیر ماجراست و احمد محمود سه شنبه روزی مقرر می شود که تا آن روز، ناشر اگر آمد که هیچ و گرنه کتاب باشد برای انتشارات معین. سه شنبه ساعت یازده نویسنده با رامسری تمای می گیرد که کتاب مال تو. رامسری به اشتیاق ترک موتور می رود نارمک تا کتاب را بگیرد. کتابی که ذکر خیرش در میان است مدار صفر درجه است در سه جلد. در نمایشگاه کتاب سال هفتاد و دو بازار این کتاب حسابی گرم شد و در ده روز نزدیک پنج هزار نسخه از آن فروش رفت. رامسری به نصرالله حدادی گفته بود یادم هست سومین نفری که کتاب را از ما خرید رضا براهنی بود.

مدار صفردرجه شد آغاز یک همکاری وفادارانه. انتشارات معین تا آخر کار ناشر اختصاصی کارهای احمد محمود شد.

 

قصه هوشنگ مرادی کرمانی و انتشارات معین

فهرست اسم های بزرگی که رامسری در طول سال های فعالیت فرهنگی با آنها آشنایی و مراوده داشته پر و پیمان است؛ زرین کوب، غلامحسین یوسفی، احمد تفضلی، ابراهیم یونسی، پرویز ناتل خانلری، ژاله آموزگار، میرجلال الدین کزازی، جعفر شهری، احمد محمود، بهاءالدین خرمشاهی، کامران فانی، هوشنگ مرادی کرمان، فرهاد فخرالدینی، کامبیز روشن روان و بسیاری دیگر.

رامسری در این مراوده برای خود قانونی داشت، اصل و پایه در این مراوده را گذاشته بود برخورد صادقانه. این منش باعث دوام و حسن رابطه با بسیاری از این ستارگان آسمان علم و ادب شده بود. از جمله هوشنگ مرادی کرمانی که اولین بار به واسطه نصرالله حدادی پایش به انتشارات معین باز شد.

اولین کتابی که انتشارات معین از هوشنگ مرادی کرمانی چاپ کرد تنور بود، بعد مربای شیرین، لبخند انار و این سلسله باز هم ادامه داشت طوری که انتشارات معین تنها ریل کلمات هوشنگ مرادی کرمانی در حوزه کتاب شد. باز هم انتشارات معین توانسته بود ناشر اختصاصی نویسنده نامدار دیگری شود.

 

چاپ چند اثر از استاد کزازی در انتشارات معین

رامسری از سال های دور به استاد جلال الدین کزازی علاقه داشت و دوست داشت از ایشان کتاب چاپ کند. بالاخره ستاره اقبال در آسمان رامسری در این زمینه ناز را کنار گذاشت و قسمت شد رامسری به این آرزویش برسد. شاهنامه فردوسی به نثر با عنوان دفتر دانایی اولین کتابی بود که از استاد توسط نشر معین چاپ شد. داستان زندگی فردوسی قدم بعدی بود و با اسم فرزند ایران برداشته شد. داستان زندگی کوروش با عنوان پدر ایران کتاب دیگری بود از استاد چاپ شد. داستان زندگی زرتشت هم به قلم کزازی با اسم وخشور ایران به همت نشر معین منتشر شد.

 

همکاری انجمن فرهنگی فرانسه و ایران با انتشارات معین

هانری کربن انستیتوی فرانسه در ایران را بنیاد گذاشت و از قبل از انقلاب اسلامی این مجموعه، آثاری را به زبان فرانسه، فارسی یا گاهم هم دو زبانه منتشر می کرد. سال هزار سیصد و هفتاد، انتشارات معین تصمیم داشت رسایل جوانمردان را برای بار دوم چاپ کند، این کتاب شامل هفت فتوت نامه بود با تصحیح مرتضی صراف داماد دکتر معین. مقدمه و خلاصه فرانسوی هم قرار بود به قلم هانری کربن از مجموعه گنجینه نوشته های ایرانی باشد. این شروع همکاری انتشارات معین بود با انجمن فرهنگی فرانسه و ایران که منجر به انتشار آثار ارزشمندی هم شد.

 

کتاب های انتشارات معین را چطور تهیه کنیم؟

برای خرید کتاب در میان آثار انتشارات معین می توانید به سادگی در سایت فروشگاه اینترنتی کتاب روزآهنگ سفارش خود را ثبت کنید و در سریع ترین زمان کتاب را دریافت کنید. فهرست کامل کتاب های انتشارات معین، تازه های نشر معین و پرفروش های این نشر هم در سایت روزآهنگ در دسترس شما هستند.