حالت نمایش
  • فقط نمایش کتاب‌های موجود
مرتب سازی براساس

فیزیک در چند دقیقه

گروه مولفان | جایلز اسپرو| حسن فتاحی| صفورا تنباکویی
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 420

33,000 تومــان

تعادل؛ کلید کامیابی

گروه مولفان | جف کوز| وحید منصوری| هیرش لطفی
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 96

10,000 تومــان

سفر عجیب آقای دالدری

گروه مولفان | مارک لوی| حسن زختاره
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 376

26,000 تومــان

حقایق بی صداقتی

گروه مولفان | دن آرییلی| مرضیه سادات کاظمی
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 172

17,000 تومــان

تشریح کامل مسائل فیزیک نوین کنت کرین

گروه مولفان | علیرضا وفایی
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 342

23,000 تومــان

راز کیهان

گروه مولفان | هاینتس آر. پیگلز| پرویز قوامی
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 312

25,000 تومــان

مهندسی کنترل

گروه مولفان | کاتسوهیکو اگاتا| پرویز جبه دار مارالانی| علی خاکی صدیق
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 810

40,000 تومــان

اگر می شد از نو بنا کرد چه

گروه مولفان | مارک لوی| حسن زختاره| مینا کمیلی
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 372

22,000 تومــان

ریاضیات عالی مهندسی

گروه مولفان | محرم دولتشاهی پیروز
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 237

16,000 تومــان

ریاضیات دانشگاهی برای دانشجویان علوم جغرافیایی.

گروه مولفان | سید موسی حسینی
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 486

27,000 تومــان

راهنمای مصور چاپ لینوکات

گروه مولفان | شهرام ایوب زاده
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 168

13,000 تومــان

اسراری که ثروتمندان به شما نمی گویند

گروه مولفان | حسین اسدی نیا
ناشر: گوتنبرگ
تعداد صفحات: 141

9,000 تومــان

محمود کاشی چی موسس انتشارات گوتنبرگ

هزار و سیصد و یک هجری شمسی سالی بود که محمود کاشی چی در مشهد به دنیا آمد تا بعدها انتشارات گوتنبرگ فرصت تاسیس و فعالیت پیدا کند.

خانواده کاشی چی خیلی مذهبی بودند و پدر، کاشی پز آستان قدس رضوی بود. هنوز هم از کاشی های ساخته ی پدر محمود کاشی چی در حرم امام هشتم علیه السلام پیدا میشود. حتی یک زمانی پدر محمود کاشی چی را اعزام می کنند هرات تا قسمتی از کاشی های مسجد حامع هرات را مرمت کند. آنجا او چند استاد کاشی پزی تربیت می کند و کار را به انجام می رساند بعد هم برمی گردد ایران.

علاقه این پدر دیندار و مذهبی به هنر کاشی و کاشی پزی بوده و پسر  اما علاقه اش به خط و ربط دیگری مربوط میشود. کجا و چطورش معلوم نیست ولی محمود کاشی چی دل به کاغذ و قلم می  بازد و از اهالی مطبوعات و نشر می شود. از دل این علاقه سال هزار و سیصد و بیست و چهار، انتشارات گوتنبرگ تاسیس می شود.

اسم انتشارات گوتنبرگ از کجا آمده است؟

بیشتر از چهار صد سال پیش در فرانسه، زمان حکمرانی هانری چهارم، استراسبورگ، شهری بود با لقبی معروف؛ مرکز قانون گذاری اروپا. در این شهر مردی به اسم یوهان کارلوس، اولین روزنامه دنیا را با اسم «مجموعه‌ای از اخبار قابل ‌توجه و به ‌یاد ماندنی» منتشر می کند. این اسم ماندگار را محمود کاشی چی خیلی دوست داشت و حتی نزدیک بود اسم انتشاراتش را همین بگذارد. بعدتر کاشی چی متوجه می شود اسم ثقیل است و برای یک ایرانی تلفظش سخت.

محمود کاشی چی به یاد مخترع ماشین چاپ اسم گوتنبرگ را البته با املای گوتمبرگ انتخاب می کند و انتشارات گوتنبرگ می خورد سردر کتابفروشی و انتشارات محمود کاشی چی.

قدم های اولیه انتشارات گوتنبرگ

اول کار محمود کاشی چی همه روزنامه ها و کتاب ها را صرف نظر از گرایش سیاسی شان می آورد در کتابفروشی اش و عرضه می کند. خریدارها هم می بینند در کتابفروشی گوتنبرگ همه جور کتابی برای همه سلیقه ها هست؛ همین می شود که کار کاشیچی کم کم روتق می گیرد.

بعد از رونق کار کتابفروشی، محمود کاشی چی همت می کند و وارد فعالیت های نشر هم می شود. اولین کتاب را به پیشنهاد حسن شهید نورایی، از دوستان صادق هدایت می فرستد چاپخانه، دومی هم کتابی بوده از ملک الشعرای بهار با عنوان شعر در ایران. محمود کاشی چی آن وقت مجبور بوده برای کار چاپ کلیشه ها را از مشهد بفرستد تهران.

محمود کاشی چی از مشهد به تهران مهاجرت می کند

محمود کاشی چی سر پرشوری داشته و محیط مشهد را در سال 1330 برای همه طرح هایی که در سرش بوده مناسب نمی دانسته؛ از یک طرف امکانات چاپ مشهد آن زمان کم بوده است از یک طرف هم کاشی چی می خواسته در جایی فعالیت کند که از همه زبان ها در آنجا کتاب باشد.

بعد از مهاجرت به تهران، کاشیچی بالاخانه ای را سر کوچه آبشار نزدیک میدان توپخانه اجاره می کند و فعالیتش را آن طور که دوست داشته شروع می کند. کاشیچی رفقایش را هم جمع می کند در این بالاخانه؛ از جمله ابوتراب جلی. ابوترابی جلی همانی است که بعدها و پس از انقلاب با کیومرث صابری قومنی هم در گل آقا همکاری داشته و مطالبش با با امضاهای مستعار «مزاحم»، «فلانی»، «جلیل» و … در هفته‌نامه و داستان کوتاه طنزش در ماهنامه چاپ میشده.

محمود کاشی چی، موسس انتشارات گوتنبرگ در این بالاخانه با رفقایش روزنامه در می آورده اند و البته برای خودشان دردسر می تراشیدند.

روزنامه کاشیچی سبک و سیاق خلی تندی داشته مثلا یک روز عکس شاه را صفحه اول چاپ می کنند در حالی که دارد فرار می کند و عده ای کارگر و دهقان هم دنبالش می دوند و الفاظ رکیک ادا می کنند. یک شماره هم می روند سروقت اشرف پهلوی؛ این بار کار از دفعه قبلی هم تندتر از آب در می آید.

سبک و روش فعالیت های کاشیچی و رفقا همین می ماند تا کودتای مرداد هزار و سیصد و سی و دو. وقتی می ریزند و دفتر روزنامه ها و حزب های مخالف را تخریب می کنند، دفتر روزنامه کاشیچی هم غارت می شود.

طی سال های سی تا سی و دو انتشارات گوتنبرگ در همان مشهد با مدیریت کاشی چی کارش را ادامه می دهد و البته خود محمود کاشیچی هم در تهران جزوه و روزنامه سیاسی چاپ می کرده؛ روزنامه و جزوه هایی با لحن تند سیاسی.

انتشارات گوتنبرگ پس از کودتای 1332

بعد از کودتای هزار و سیصد و سی و دو محمود کاشیچی مدتی را زندان می گذراند بعد از آزادی فعالیت هایش را کم کم از سر می گیرد. اول در سه راه ژاله آن زمان مغازه ای می گیرد و با حمید شعاعی شروع می کنند به کتابفروشی. چون لوازم تحریر در سبد محصولاتشان نبوده، کارشان در سه راه ژاله نمی گیرد و آنجا را تعطیل می کنند.

بعد می روند سراغ یک مشروب فروشی در خیابان منوچهری. آنجا به قیمت مناسبی مشروب فروشی را از صاحب ارمنی اش می خرند و کتابفروشی و انتشارات گوتنبرگ را دوباره سرپا می کنند.

این هست تا حدود بیست سال که بنا بر اقتضائات روز . تحولات حوزه فروش کتاب در جامعه، محمود کاشیچی اثاث را بر می  دارد و می برد خیابان انقلاب فعلی، روبروی دانشگاه.

انتشارات گوتنبرگ و نمایندگی آثار روسی

تعداد زیادی ارمنی که روسی هم بلد بودند در منوچهری، جایی که انتشارات گوتنبرگ بود، حضور داشتند. قیمت کتاب های شوروی آن وقت هم کم بود؛ کمتر از آمریکایی ها و حتی کمتر از کتاب های ایرانی. این مساله و فرصت حضور ارمنی هایی که زبان روسی بلد بودند، محمود کاشی چی را به فکر انداخت بازاری برای این کتابها راه بیندازد.

کاشی چی با همکاری غفور رحیمی به موسسات فرهنگی شوروی سابق نامه نوشت و بالاخره پس ازمدتی اولین محموله کتاب را وارد کرد. آزمون و خطاهایی انجام شد تا بالاخره انتشارات گوتنبرگ کتاب های پرطرفدار را شناخت.

لابلای کتاب های شوروی همه جور کتابی بود، حتی کتاب هایی به زبان های دیگر که کاشی چی بعضی هایشان را مستقیم به مخاطبان خاص می فروخت. طیف گسترده کتاب هایی که از شوروی می آمد، کودک و و نوجوان داشت تا علمی و فنی و حتی کتاب های نقاشی.

دردسرهای انتشارات گوتنبرگ با ساواک

حضور کتاب های خارجی در کتاب فروشی و انتشارات گوتنبرگ دردسرهای خودش را هم برای کاشی چی به همراه داشت؛ چون باعث رفت و آمد خیلی ها به این کتاب فروشی یا حوالی آن و حتی ایستادنشان پشت ویترین می شد.

بعد از انقلاب معلوم شد مغازه ای در منوچهری روبروی کتابفروشی گوتنبرگ بوده است که هر وقت خودروی سیاسی از خیابان رد می شده وظیفه داشته صفحه و آهنگ خاصی را پخش کند و یک مغازه عکاسی هم درست روبروی انتشارات گوتنبرک علم شده بود که مدام از رفت و آمدهای انتشارات گوتنبرگ عکس و خبر تهیه می کرد.

یک بار نشریه آمریکایی خواسته یا ناخواسته کار را برای انتشارات گوتنبرگ سخت تر هم می کند؛ نشریه در یکی از شماره های خود مراکز مربوط به کمونیست ها را معرفی می کند و یکی از این مراکزی که دست گذاشته بود رویش انتشارات گوتنبرگ بوده. کاشی چی بعدها در خاطراتش گفته بود روس ها و مامورانشان نه تنها به ما کمک نمی کردند که باعث کلی دردسر هم می شدند؛ مثلا چند باری شده بود که مامورهای روسی وقتی فهمیده بودند تحت تعقیب هستند یک راست می آمیدند منوچهری و ماشینشان را پارک می کردند و صاف می آمدند توی کتابفروشی، یعنی اینکه ما دنبال کتاب و این داستان ها هستیم.

بعد از رفتن روس ها هم سرو  کله امنیتی ها پیدا می شده و هر چیزی را که روسها به آن دست زده بودند با خود می بردند تا اثر انگشت ها را شناسایی کنند.

همین داستان ها باعث شده بودند کاشی چی به دفعات برای ادای بعضی توضیحات احضار شود یا اصلا کت بسته سوار ماشینش کنند و ببرد ناکجا برای بازجویی.

انتشارات گوتنبرگ و راه های افزایش سرانه مطالعه

محمود کاشی چی به کتاب ارزان خیلی اعتقاد داشت. حرفش هم این بود اگر کتاب ارزان باشد مردم می خرند و می خوانند. همین باعث شد کتاب چاپ کند به قیمت آدامس! در تبلیغات کتاب هم نوشته بود کتاب ارزانتر از آدامس. کتاب هایی هم انتخاب کرده بود و در تیراژ بالا مثلا بیست هزارتا منتشر می کرد.

بعضی از این کتاب ها حتی نرسیده به یک سال تجدید چاپ هم می شدند. قیمت هیچ کدام هم از پنج ریال بیشتر نمی شد.

اینجا هم کتاب های روسی باز به کمک کاشیجی آمده بودند، دخترش ترجمه می کرد و پدر چاپ. لابلای این کتاب ها، کنت مونت کریستو، ژوزف بالسامو، بینوایان، غرش طوفان و حتی جنگ و صلح هم پیدا می شد. کتاب های کودک و نوجوان هم بود.

حدس کاشی چی این بود که مردم ممکن است یک جا نتوانند یا نخواهند بیست تومان برای کتابی پول بدهند ولی کتاب به صورت جزوه که باشد و کم کم برسد دستشان برایش هزینه می کنند. یکبار هم کاشی چی و انتشارات گوتنبرگ طرح را جلوتر می برند و اعلام می کنند که مردم می توانند کتاب های جزوه مانندی را که دستشان است بفرستند برای انتشارات تا برایشان صحافی انجام شود و کتاب به صورت یک مجلد گالینگور در بیاید. دو تومان هم هزینه این فرایند اعلام می شود که اتفاقا مردم از این هم استقبال می کنند و جزوه ها و دو تومان هایشان را می فرستند دفتر انتشارات گوتنبرگ.

«کتاب های کیلویی» یکی دیگر از ابتکارات انتشارات گوتنبرگ و محمود کاشی چی است. سال 1340 زمان نخست وزیری امینی اوضاع اقتصادی مردم گره می خورد و کار کتاب هم کساد میشود. برای حل این مشکل هر کس به فکر چاره ای می افتد.

در خیابان منوچهری کتابفروشی معرفت کتاب ها را بسته بندی می کرده و به صورت تصادفی به مردم می فروخته هر بسته هم از قرار دو تومان که بسته به اقبال طرف ممکن بوده تا پنجاه تومان هم کتاب تویش باشد یا کمتر از دو تومان؛ یک جور قمار.

کاشی چی به صاحب کتابفروشی اعتراض میکند که این کار درست نیست و نوعی قمار است. طرف جواب می دهد تو هم عرضه داری انجام بده و این جواب به مدیر انتشارات گوتنبرگ بر می خورد و تمام راه را تا کتابفروشی فکر می کند.

محمود کاشی چی در انتشارات گوتنبرگ می نشیند به محاسبه قیمت تمام شده و تقریبی هر کیلو کتاب. کار را از حق تالیف در نظر میگیرد تا توزیع.

محمود کاشی چی به فردی به اسم آقای بلبلی هم سفارش تبلیغات می دهد و این شخص کارش تبلیغات سینما بوده. به این ترتیب در یکی از روزهای تابستان 1340 در و دیوار خیابان های تهران پر می شود از آگهی با این مضمون که کتاب کیلویی صد ریال در انتشارات گوتنبرگ.

صبح اولین روز حراج جلوی انتشارات گوتنبرگ قیامت می شود. ازدحام جمعیت است و کفه های ترازو که بالا و پایین می شده. آنقدر جمعیت ریخته بوده در محوطه کتابفروشی گوتنبرگ که حتی لباس کارگرها را هم که به میخ آویزان بوده  عده ای کش میروند!.

این ماجرا یک سال و نیم طول کشید و حواشی هم داشت. کاشی چی خودش گفته بود بعضی شب ها گونی اسکناس را وقت نمی‌کردیم بشمریم. از آن طرف بعضی از ناشرها هم به این خلاقیت گوتنبرگ اعتراض می کردند و می گفتند شما سبزی فروش و قصابید. عده ای هم بدون اجازه کتاب های گوتنبرگ را چاپ می کردند.

انتشارات گوتنبرگ و توزیع کتاب

اولین سازمان رسمی توزیع کتاب ابتکار محمود کاشیچی بود. با چند تا ناشر در خیابان سعدی کوچه بهرامی شریک میشوند و اتفاقا پخش موفقی هم از آب در می آیند. بعدها بین اعضا اختلاف می افتد و کار تعطیل میشود.

انتشارات گوتنبرگ بعد از تعطیلی سازمان پخش بیکار نمی نشیند و باز هم دست به ابتکار میزند. توزیع تلفنی و پستی دو تا از راه کارهای محمود کاشی چی برای رساندن کتاب به دست مردم بوده است.

انتشارات گوتنبرگ و بازارچه کتاب

بازارچه کتاب روبروی دانشگاه تهران هم از ابتکارات کاشی چی مدیر انتشارات گوتنبرگ است. این بازارچه در اصل زمانی متعلق به بانک بازرگانی سابق بوده است و شخصی بعدتر آن را به محل بازی بیلیارد و قمار تبدیل میکند.

محمود کاشی چی این محل را می خرد و تبدیلش میکند به محل فروش کتاب های درسی. کتاب های هر کلاس را هم می گذارد توی یک مغازه تا ماجرا نظم و سرعت بیشتری بگیرد.

یک سال خانمی از طرف وزارت فرهنگ و هنر وقت ناشران را دعوت می کند به یک جلسه و میگوید پارسال باران کار نمایشگاه را مختل کرده است. محمود کاشی چی هم می گوید راه حلی دارد و محل بازارچه را پیشنهاد میدهد برای نمایشگاه.

با میله های ساده قفسه درست می کنند و کتابها جاگیر می شوند. سقف هم آکوستیک میشود و کف موکت. آن سال نمایشگاه کتاب تهران سه بار تمدید میشود و حتی بعضی ناشرها از سود حاصل توانسته بودند قرضهایشان را بدهند.

نمایشگاه آن قدر به دهان ناشرها مزه میکند که وقتی صحبت فروش مغازه های بازارچه میشود به سرعت استقبال میکنند و هر ملکی به دویست هزارتومان فروخته می شود.

کتابهای انتشارات گوتنبرگ را از کجا تهیه کنیم؟

چنانچه قصد خرید اینترنتی کتاب یا مشاهده آثار منتشر شده توسط انتشارات گوتنبرگ را دارید میتوانید به راحتی در سایت روزآهنگ به فهرست کامل کتابهای انتشارات گوتنبرگ دسترسی پیدا کنید و از تازه هاش نشر کتاب گوتنبرگ اطلاع پیدا کنید. در روزآهنگ خرید کتاب از همیشه لذت بخش تر است.