حالت نمایش
  • فقط نمایش کتاب‌های موجود
مرتب سازی براساس

جنس دوم -جلد 2

گروه مولفان | سیمون دو بووار| قاسم صنعوی
ناشر: توس
تعداد صفحات: 728

20,000 تومــان

دین و دولت در ایران

گروه مولفان | حامد الگار| ابوالقاسم سری
ناشر: توس
تعداد صفحات: 384

40,000تومــان

دو منظره

گروه مولفان | غزاله علیزاده
ناشر: توس
تعداد صفحات: 536

36,000 تومــان

مقالات تقی زاده -جلد 18

گروه مولفان | سید حسن تقی زاده| ایرج افشار| رضا آذری شهرضایی| مصطفی نوری| میلاد عظیمی
ناشر: توس
تعداد صفحات: 514

40,000تومــان

خاطرات

گروه مولفان | سیمون دو بووار| قاسم صنعوی
ناشر: توس
تعداد صفحات: 724

36,000 تومــان

خاطرات

گروه مولفان | سیمون دو بووار| قاسم صنعوی
ناشر: توس
تعداد صفحات: 856

36,000 تومــان

تاریخ مالی ایران در روزگار صفویان و قاجاریان

گروه مولفان | ویلم ام فلور| ابوالقاسم سری
ناشر: توس
تعداد صفحات: 720

57,000 تومــان

واژه های دخیل در قرآن مجید

گروه مولفان | آرتور جفری| فریدون بدره ای
ناشر: توس
تعداد صفحات: 464

45,000تومــان

داستان های دل انگیز ادبیات فارسی

گروه مولفان | زهرا خانلری
ناشر: توس
تعداد صفحات: 220

17,000تومــان

خاطرات سیمون دوبوار -مجموعه 4 جلدی

گروه مولفان | سیمون دو بووار| قاسم صنعوی
ناشر: توس
تعداد صفحات: None

145,000 تومــان

خانه ادریسیها

گروه مولفان | غزاله علیزاده
ناشر: توس
تعداد صفحات: 608

43,000تومــان

دیوان اشعار ملک الشعرا بهار -جلد 2

گروه مولفان | محمد تقی بهار| چهرزاد بهار
ناشر: توس
تعداد صفحات: 736

95,000 تومــان

محسن باقرزاده پیش از انتشارات توس

محسن باقر زاده موسس انتشارات توس در اول مهر هزار و سیصد و هفده در یکی از چهارتا محله بزرگ مشهد، سراب به دنیا آمد. پدر اهل شعر بود و خطی خوش داشت و کمی هم در احوالات سیاسی فعال بود. با اینکه خانوده مادری فضایش فرق میکرد، نهایتا خانه ای که محسن باقرزاده در آن بزرگ شد از آن دست خانه هایی است که حال و هوایش فرهنگی بود.

تحت تاثیر این فضا، محسن باقرزاده هم به کتاب علاقه داشت و از سال 1331 اولین قدم هایش را در حوزه کار کتاب برداشت. آن سال محسن باقرزاده که حدودا چهارده پانزده ساله بود، به پیشنهاد خانواده رفت در مغازه ای به اسم آرژانت که طلا و نقره فروشی بود، شاگردی کرد. این قصه یک ماه بیشتر طول نکشید چون در طالع محسن باقرزاده درشت نوشته بودند چاپ و کتاب.

دیوار به دیوار مغازه آرژانت، انتشارات گوتنبرگ بود و طب رفت و آمدهای آرژانت تا خانه باقرزاده، محسن دل بسته کتاب ها شد. ظهرها از کتابفروشی کتاب و مجله امانت میگرفت و مشغول خواندن می شد. بالاخره یک روز محسن باقرزاده دل به دریا می زند و می رود توی کتابفروشی از آقای قاسمی، مسئول کتابفروشی میپرسد شاگرد نمیخواهید؟

 قاسمی اول فکر می کند حقوق شاگرد مغازه بغلی کم است و برای همین آمده کتابفروشی. باقرزاده مطمئش میکند که موضوع علاقه است و قرار می شود از صاحب کار قبلی، رضایت نامه بگیرد و بیاید در کتابفروشی مشغول شود.

با هزار مکافات باقرزاده رضایت نامه را می گیرد و با دستمزدی کمتر از قبل می رود لابلای کتاب هایی که دوست دارد، به شاگردی انتشارات و کتابفروشی گوتنبرگ.

 

موسس انتشارت توس و روزنامه نگاری

اوایل محسن باقرزاده در کتابفروشی گوتنبرگ ویترین می چید و کتاب دسته بندی میکرد. لابلای این کارها هر فرصتی پیدا میشد باقرزاده کتابی را باز می کرد و ورق می زد. وقت اگر بود می خواند. هر چیزی دم دستش از نوع کتاب بود، باقرزاده باز می کرد و می خواند.

پدر که علاقه پسرش را به کاغذ و چاپ می بیند، پیشنهاد می کند که محسن برود آموزشگاه شخصی به اسم آقای مستوفی و سه سال از درس را طی یک سال بخواند و بعد هم برود روزنامه نگار شود.

این علاقه محسن باقرزاده به روزنامه نگاری هم شاید به نوعی ربط به انتشارات گوتنبرگ و موسس آن یعنی آقای کاشی چی داشت. کاشی چی خیلی هوای روزنامه نگارهای مشهدی را داشت، حتی کسانی که روزنامه جابجا می کردند.

 

ابتکارات محسن باقرزاده در سالهای اول فعالیت کتابی

در کتافروشی گوتنبرگ مشهد، باقرزاده تنها یک کتابخوان و کتابفروش ساده نبود، کلی تلاش می کند و بازار کتاب گوتنبرگ با تلاش هایش گرم می شود.

یک قلم این بازاریابی های باقرزاده، ماجرای مهندسین کارخانه سیمان است. روبروی گوتنبرگ مشهد یک معازه عکاسی بوده و سبزی فروشی. عصرها چند تا جیپ و ماشین مهندس ها و تکنسین های کارخانه را می آورده اند برای خرید هفتگی و روبروی سبزی فروشی پیاده می کرده اند. مهندس ها هم بار و بنه شان را می گذاشته اند توی مغازه سبزی فروشی و می رفته اند پی خرید.

یک روز باقرزاده می رود سراغ مهندس علی زاده، یکی از همین مهندسان کارخانه سیمان. دعوتش می کند که بار و بنه شان را بگذارند در کتابفروشی گوتنبرگ و می گوید شماها با سواد و تحصیل کرده اید و اگر اسباب و وسایلتان را بیاورید بگذارید توی کتابفروشی ما از دیدنتان خیلی خوشحال می شویم.

همین می شود مقدمه باز شدن پای یک دو جین مهندس در معیت خانواده هایشان به کتابفروشی گوتنبرگ. اعتماد آقای قاسمی بعد از این اتفاق و بالا رفتن فروش گوتنبرگ به باقرزاده بالا میرود و دستش را باز می گذارد.

یکی دیگر از ابتکارهایی که باقرزاده می کند بردن کتاب به داخل سینما است. اگر فیلمی بر اساس کتابی ساخته می شد محسن باقرزاده چیزی شبیه کاغذ تراکت های امروز درست می کرد که رویش متن تبلیغی بود که خواننده ای را که اتفاقا همین الان از سینما درآمده و فیلم را دیده، به خواندن کتاب هم دعوت می کرد.

 

محسن باقرزاده و مهاجرت به تهران

باقرزاده تا سال 1340 در انتشارات گوتنبرگ کتابفروشی می کرد و همزمان به کار روزنامه نگاری هم اشتغال داشت. این روزنامه نگاری دردسرهای خودش را هم برای باقرزاده به همراه آورد.

یک فقره از دردسرها مربوط بود به گزارشی از وضع زندان مشهد به اسم گورستانی به نام زندان. روزنامه های محلی جرات انتشارش را پیدا نمی کنند و بالاخره گزارش در تهران در مجله آسیای جوان چاپ می شود. سلسله گزارش های باقرزاده ادامه پیدا می کند و می رسد به گزارش در مورد اطراف حرم و گزارشی در مورد قلغع جذامی ها. بعد هم در جریان انقلاب سفید شاه گزارشی به قلم باقرزاده با عنوان از طلا گشتن پشیمان گشته ایم. این یکی را اسماعیل رائین در تهران مصور که آن وقت ها مجله ای معروف بود چاپ می کند.

گزارش های باقرزاده در مشهد مارک چپ گرایی می خورد . ساواک چند بار برای بازجویی احضار میکند و ته ماجرا باقرزاده به این نتیجه می رسد نباید در مشهد بماند و بار سفر می بندد به مقصد تهران. البته تا قبل از تهران باقرزاده در مشهد چهار کتاب در اولین روزهای انتشارات توس چاپ می کند.

 

اولین روزهای انتشارات توس

به مناسبتی دایی محسن باقرزاده یک دسته پنجاه تومانی میدهد به او. محسن باقرزاده با این پنج هزارتومان به فکر می افتد کتاب منتشر کند.

باقرزاده که از قبل به منزل آقای قهرمان، خانه ی محل یکی از محافل مهم ادبی مشهد، رفت و آمد داشته، همانجا به آقای شفیعی کدکنی و میرزاده می گوید قصد چاپ کتاب دارد. این ماجرا مربوط به سال 1340 است.

باقرزاده می گوید میخواهد اولین کتابش را چاپ کند و قصدش هم شعر خراسانی است. یک سالی طول می کشد و شعرها را کم کم جمع میکند. «شعر امروز خراسان» اولین تجربه چاپ کتاب محسن باقرزاده است که دکتر مرتضی کاخی هم نقدی برا آن در نخستین شماره های مجله نگیم نقدی نوشته است.

 

اسم انتشارات توس از کجا آمد؟

آقای محمدرضا حکیمی از کسانی بوده که به منزل قهرمان و این محفل ادبی رفت و آمد داشته. از سر این رفت و آمد است که باقرزاده با جناب حکیمی آشنا میشود. محمدرضا حکیمی برای انتشارات تاسم خواجه نصیرالدین طوسی را پیشنهاد میدهد.

باقرزاده هم دنبال اسمی بوده که حس ملی گرایی و وطن دوستی در آن باشد. گوشه چشمی هم داشته به یادآوری قدمت مشهد و خراسان.

از جمع آن پیشنهاد و این دلخواه محسن باقرزاده اسم توس را انتخاب میکند و فریدون مژده هم تمثالی از خواجه میکشد و زیرش اسم توس را مینویسند.

 

انتشارات توس و شعرهای پرماجرای یک شاعر

کتابی هست به اسم «حزین لاهیجی، زندگی و زیباترین غزل های او». نویسنده این کتاب استاد شفیعی کدکنی است. استاد ضمن رفت و آمدهایش به کتابخانه ها به مجموعه ای از اشعار برخورد می کند و زیبایی شعرها او را تحت تاثیر قرار می دهد. اما شعرها خیلی به نظر استاد آشنا می رسند. پس از کمی زیر و رو و تحقیق استاد یادش می آید که این شعرها را به اسم شاعری به نام غواص قبلا خوانده در حالیکه اصلشان مال حزین لاهیجی است.

برای شعرهای تقلبی غواص، حتی کسانی، مثل شهریار او را تحسین کرده بودند. استاد شفیعی اول در روزنامه خراسان و بعد مجله خوشه ماجرا را طی مقاله ای برملا می کند و خبرنگارها کنجکاو می روند سراغ غواص. غواص می گوید شبی حزین لاهیجی به خوابم آمد و گفت غواص جان شعرهای من دارند خاک می خورند و بی زحمت برو آنها را بردار و چاپشان کند. من هم درخواست حزین را اجابت کردم!

بعد از این کتاب به قلم استاد شفیعی کدکنی، باقرزاده دو تا کتاب دیگر در مشهد چاپ میکند. اول نخستین مجموعه شعر استاد شفیعی کدکنی با عنوان شبخوانی و با مقدمه ای از اخوان ثالث، دومی هم حماسه آرش از مهرداد اوستا که روایتی دیگر از اسطوره آرش کمانگیر است.

 

محسن باقرزاده و انتشارات توس در تهران

«یاس فلسفی» دکتر مصطفی رحیمی اولین کتابی است که باقرزاده در تهران چاپ میکند. بعد هم اثری از برتولت برشت به اسم «آن که گفت آری. آن که گفت نه». ولی چرخ امورات با انتشار یکی دو تا کتاب نمی چرخد و باقرزاده مشغول کار نمونه خوانی برای انتشاراتی دیگر می شود. بعد هم به کمک استاد شفیعی به پرویز ناتل خانلری معرفی میشود و در بنیاد فرهنگ ایران مشغول کار.

در کنار همه این ها باقرزاده باز هم کتاب چاپ می کرده ولی هنوز مغازه ای نداشته و پشت کتاب ها همان آدرس و صندوق مشهد را می زند.

در تهران پای باقرزاده به محفلی باز می شود که اتفاقا در کار نشر و انتشارات توس خیلی موثر بوده است. آن وقتها در خانه آقای علی اصغر حاج سید جوادی جلسه هایی با رنگ و بوی روشنفکری تشکیل میشده. کسانی هم مثل شمس آل احمد و ناصر کاتوزیان هم به این جلسات رفت و آمد داشته اند.

از دل همین جلسات باقرزاده با حاج سید جوادی کتابی در باره اعراب و اسرائیل چاپ میکند. «ارزیابی ارزش ها»، «مبانی فرهنگ در جهان سوم»، «زبان و تفکر»، «نگاهی به نگارگری در ایران» و «گستره جامعه شناسی هنر» مثالهایی از آورده این جلسات برای باقرزاده و انتشارات توس هستند.

 

انتشارات توس و فعالیت پررنگ سیاسی

گرایش اولیه انتشارات توس، سیاسی بوده است به خصوص سیاست روز. در این فقره مثلا انتشارات باقرزاده در باره فلسطین و اعراب و اسرائیل چند کتاب کار کرده است. سرگذشت فلسطین ترجمه هاشمی رفسنجانی از این دست است.

موسس انتشارات توس وقتی در مورد سیاست روز ایران نمی توانسته کار کند سیاست جهان را هدف می گیرد و خلاصه باقرزاده را از در بیرون می کرده اند از پنجره داخل می شده است.

در کنار این زمینه توس در حوزه های ادبیات،تاریخ، فرهنگ و ایران هم فعالیت کرده؛ فعالیت هایی که هنوز هم ادامه دارند.

 

کتابهای توس را از کجا بخریم؟

در روزآهنگ می توانید کتابهای توس را به راحتی پیدا کنید و سفارش دهید. خرید کتاب آنلاین در فروشگاه اینترنتی روزآهنگ از همیشه راحت تر است. اطلاع از تازه ترین آثار نشر توس هم در روزآهنگ و صفحه این نشر به راحتی امکان پذیر است.