حالت نمایش
  • فقط نمایش کتاب‌های موجود
مرتب سازی براساس

ضیافت عشق

گروه مولفان | افلاطون| محمد علی فروغی| شهلا صالحی
ناشر: موسسه انتشاراتی مرز فکر
تعداد صفحات: 160

9,000 تومــان

ضیافت

گروه مولفان | افلاطون| محمد علی فروغی| ابراهیم امینی فرد
ناشر: صدای معاصر
تعداد صفحات: 144

9,000 تومــان

پنج رساله افلاطون

گروه مولفان | افلاطون| محمود صناعی
ناشر: دنیای کتاب
تعداد صفحات: 394

20,000 تومــان

افلاطون

گروه مولفان | افلاطون| محمود صناعی
ناشر: دنیای کتاب
تعداد صفحات: 351

18,000 تومــان

ضیافت

گروه مولفان | افلاطون| محمد علی فروغی| شیده احمد زاده
ناشر: کتاب کوله پشتی
تعداد صفحات: 144

10,000تومــان

9,000تومــان

محاکمه ی سقراط

گروه مولفان | افلاطون| لیلی گلستان
ناشر: نشر مرکز
تعداد صفحات: 122

18,500 تومــان

جمهور

گروه مولفان | افلاطون| فواد روحانی
ناشر: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
تعداد صفحات: 648

30,000تومــان

27,000تومــان

گزیده سخنان افلاطون

گروه مولفان | افلاطون| مجید محمدی
ناشر: راستین
تعداد صفحات: 144

4,000 تومــان

پنج رساله

گروه مولفان | افلاطون| محمود صناعی
ناشر: شرکت نشر کتاب هرمس
تعداد صفحات: 266

12,000 تومــان

چهار رساله

گروه مولفان | افلاطون| محمود صناعی
ناشر: شرکت نشر کتاب هرمس
تعداد صفحات: 317

12,000 تومــان

ضیافت

گروه مولفان | افلاطون| محمد علی فروغی| ابراهیم امینی فرد
ناشر: جامی
تعداد صفحات: 160

8,500 تومــان

شش رساله (حکمت سقراط و افلاطون)

گروه مولفان | افلاطون| محمد علی فروغی
ناشر: شرکت نشر کتاب هرمس
تعداد صفحات: 438

25,000 تومــان

آغاز زندگی افلاطون

افلاطون ، به انگلیسی plato(به یونانی باستان: Πλάτων،‏ با تلفظ: /ˈplaton/ˈ). در زمانی متولد شد که خاک یونان عزمش را جزم کرده بود تا مادران، آبستن فرزندانی شوند که نامشان برای همیشه در تاریخ بماند؛ مجسمه هایشان را مردمان آینده به مدد خیال بسازند و چنان مهم شوند که ابنا بشر با همه اختلافاتی که خواهند داشت، در ستایش آنها در یک تالار اندیشه جمع شوند. در 427 قبل از میلاد، تقدیر تمام تلاش خود را برای آفرینش یکی از این نامها به کار بسته بود.

در آتن، در خاندانی اشرافی که عادتشان بزرگ نامی و شهرت بود، پسری به دنیا آمد که شش روز بعد از تولدش مطابق رسم و عادتها به نام پدربزرگ نام آریستوکلس را برای او انتخاب کردند. این نام نامی نبود که تقدیر برای او در نظر گرفته بود. سرنوشت این مولود تازه این بود که افلاطون باشد؛ نامی که اعصار و قرون و مرزها را بعدها پیمود و جاودانه شد.

 نسب افلاطون به پدرش به آخرین پادشاه آتن میرسید و از سمت مادری هم به پریکسیونه. نام عمویش کریتیاس است که از اعضای گروهی بود به نام سی نفر غاصب که عامل اصلی انقلاب سال 404 پیش از میلاد بودند.

دو نام دیگری که در مورد افلاطون احتمالا به گوش دنبال کنندگان جدی آثارش، آشنا است، آدیمانت و گلوکون است. خواهر و برادری که از او بزرگتر بودند. آدیمانت و گلوکون در «جمهوری» مخاطب اصلی هستند. در سایه نام بزرگ افلاطون نام خواهر و برادر هم تا حدی از تندباد فراموشی و مرگ مصون مانده است.

 

تعلیم و تربیت اولیه افلاطون

افلاطون پدر خود را کمی بعد از تولد از دست داد و مادرش با پیریلامپ که دائیش بود ازدواج کرد. کار تربیت و آموزش افلاطون در هفت سالگی شروع شد.

در آتن آن زمان، برای خانواده هایی همچون خانواده افلاطون، معمول بود که فرزندانشان دو دوره آموزشی و تربیتی داشته باشند. یکی تحصیلات موسیقی که شامل خواندن، نوشتن و حساب کردن هم بود و تا چهارده سالگی ادامه داشت و یکی هم چیزی شبیه تربیت بدنی و ژیمناستیک امروز با عنوان تمرینات ورزشی که از چهارده سالگی آغاز میشد.

باید توجه کرد که مراد از آن موسیقی که افلاطون هفت ساله شروع به آموختنش کرده بود، فراتر از چیزی است که در ذهن ماست. در آن موسیقی فن حفظ کردن اشعار و بیان آنها هم مورد نظر بود. آتنی ها اعتقاد داشتند که خوب است زمانی که کودکان مستعد یادگیری هستند هومر را بخوانند و حفظ کنند. آنها ایلیاد و اودیسه هومر را در برگیرنده مفاهیمی میدانستند که باعث میشود خصال و احساسات کودکان به اشعار هومر تقویت میشود.

 

آشنایی افلاطون با سقراط

شاید اگر سقراط نبود افلاطون همان آریستوکلس می ماند که قرار است و مثل خیلی از اعضای خاندانش مسیر سیاست را طی می کرد. اما بنا بود اتفاق دیگری بیفتد.

افلاطون که قبل از شیفتگی اش نسبت به سقراط، شیفته شعر است و حتی مقادیری تراژدی و مبالغی غزل سروده است، در هیجده سالگی، پایش به مباحث فلاسفه و سوفطسطاییان باز میشود. بیست سالگی اتفاق اصلی می افتد و حرفهای پرشور فیلسوفی بزرگ نقطه عطف اصلی را شکل میدهد. طوری که تمام شعرهایش را می سوزاند و یکسره در فلسفه ذوب میشود.

افلاطون شیفته سقراط میشود؛ طوری که حتی بعد از مرگ استاد، تلاش میکند نام بزرگ سقراط را در آثارش جاودانه کند. سقراط گوینده بسیاری از حرفهای مهم در آثار به جامانده از افلاطون است.

در سال 339 پیش از میلاد زمانی که افلاطون بیست و شش ساله است اتفاقی می افتد که زندگی او را برای همیشه دگرگون میکند. سقراط دستگیر، محاکمه و اعدام میشود. جرم او هم انکار خدایان رسمی کشور است به اضافه ابداع خدایان جدید. در ردیف بعدی اتهامی هم تلاش برای فاسد کردن جوانان آمده بود.

سقراط میتوانست به لطایف الحیلی از دادگاه جان سالم به در ببرد. می شد که تبرئه شود ولی نخواست چیزی جز آنچه به آن اعتقاد داشت در دادگاه بیان کند. سقراط با لحنی آتشین در دادگاه از خود دفاع کرد و از هر چیزی که در دادگاه اتهام و جرم خوانده شده بود دفاع کرد. جواب دادگاه هم این شد که باید سقراط اعدام شود.

هیچ وقت علل واقعی این اعدام و دادگاه بیان نشد. اساسا در یونان باستان خدایان متعددی را قبول داشتند و حتی اگر کسی به آئین رسمی کشور اعتقادی نداشت با اغماض با او برخورد میشد. حتی شده بود در سیر زمان، خدایی جدید به رسمیت شناخته شود و در معابد، خدایان قبلی کمی جمع‌تر بنشینند تا برای خدای جدید جا باز شود. مسائلی از این دست باعث شده است عده ای فرض را بر این بگذارند که مقاصد و نیات سیاسی در اعدام سقراط وجود داشته است. این عده استدلال میکنند که در سال اعدام سقراط در آتن دموکرات ها قدرت را از اولیگارش ها گرفته و زمام امور به عهده آنها بود. سقراط با اینکه اهل سیاست نبود ولی عده ای از دوستانش از سران الیگارشها بودند.

هر چه هست به حکم دادگاه سقراط هفتاد ساله به دار آویخته میشود و پای همان چوبه دار و منظره پیکر بی جان استاد، افلاطون برای همیشه دموکراسی و دموکراتها را انکار میکند. در دیدگاه افلاطون بیست و شش ساله تا پایان عمر دموکراسی که سرانجامش به سقراط کشی برسد از اساس غلط است

 

خداحافظی افلاطون با دموکراسی

تا قبل از این افلاطون برای هر آنچه یک یونانی اصیل به عنوان عرف و روش میشناخته احترام زیادی قائل بوده است. در یونان اینطور به روشها و اعتقاداتشان نگاه میکرده اند که این قوانین عادی و اساسی از افکار خدایان الهام گرفته اند و منبع اصلی آنها مشیت خدایان است.

افلاطون هم مانند بسیاری فکر میکرد این قوانین و عرف و عادت ها قرار است یونانی ها برای یک زندگی سعادتمندانه تربیت کند ولی حالا طبق این قوانین کسی اعدام شده بود که افلاطون او را خردمندترین و بهترین و عادلترین مردم عصر خود میدانست.

افلاطون برای همیشه سیاست را کنار گذاشت. این تجربه تلخ باعث شد که کاملا خود را وقف تفکرات فلسفی و نگارش مکتوباتی در این حوزه کند. افلاطون عادت تازه دیگری هم پیدا کرد. او اهل سفر شد و به نقاط مختلفی مسافرت کرد. در فهرست این نقاط نام کشورها و شهرهای مختلفی به چشم میخورد. سیسیل، آفریقا، مصر، ایران، بابل و شهرهای عبری در منابعی و نقلهایی به عنوان مقصد افلاطون ذکر شده اند. مثلا می گویند که افلاطون در مگار شاگرد اقلیدس شد.

از شایعات که بگذریم سیسیل و ایتالیا مقاصد قطعی افلاطون بوده اند. در این سفرها بین افلاطون و دیونیزیوس، حکمران مستبد منطقه سیراکوس، دوستی شکل گرفت.

 

تاسیس اولین آکادمی تاریخ توسط افلاطون

افلاطون، در بین سالهای 388 و 369 پیش از میلاد اقدامی ماندگار و برای همیشه تاثیرگذار انجام داد. شاید به نوعی اولین آکادمی در این تاریخ به همت و ابتکار افلاطون در آتن تاسیس شد. مادر دانشگاه ها را شاید بتوان همین آکادمی افلاطون است که البته در ابتدای امر و در زمان مبدع خود عاری از هرگونه تشریفات امروزی بوده است.

شاید برای کسانی که از تشریفات امروز دانشگاه ها و بوروکراسی اداری آن به تنگ آمده اند جالب باشد بدانند آکادمی افلاطون مجمعی بوده که اعضای آن را مریدان سقراط تشکیل میداده است. افلاطون تلاش داشت تا به این آرزو جامه عمل بپوشاند که معتقدات بشر علمی شوند.

از زمان تاسیس آکادمی که افلاطون تقریبا چهل ساله است، رویداد دقیقی از زندگی او ثبت نشده است. درباره بیست سال بعدی زندگی او شاید تنها بتوان این حدس را زد که او در این دوره مهمترین آثار زندگی اش مانند ضیافت، جمهور، فدر و فدون را تالیف کرده است.

شواهد تاریخی زندگی او دوباره از زمانی رخ می نمایند که مجددا به سیراکوس احضار میشود تا معلم پادشاه جوان و تازه ی سیراکوس شود؛ دیونزیوس دوم به تازگی بر تخت نشسته و جانشین پدر شده.

فیلسوف بزرگ ابتدا این طور تصور میکند که فرصتی طلایی اتفاق افتاده تا بتواند افکارش را در زمینه تربیت پادشاهان به اجرا در درآورد. شکست و تلخ کامی نتیجه تمام تلاش های افلاطون در زمینه تربیت پادشاه جوان است و استاد بزرگ فلسفه ناکام به آتن بازمیگردد تا زمانی که برای بار دوم به سیراکوس احضار میشود، این بار هم مساله تعلیم و تربیت در میان است و البته شکست و ناکامی بدتر از مرتبه اول. از همه بیشتر در این نوبه جان استاد بزرگ فلسفه نیز به خطر می افتد. به گواهی تاریخ هر چقدر که افلاطون در پرورش شاگردانی از جنس پادشاهان ناکام ماند شاگردانی مانند ارسطو از او به یادگار ماندند که نام استاد را بیش از پیش جادوانه کردند.

 

دوره پایانی زندگی افلاطون

هر چه هست او موفق می شود به آتن بازگردد تا خود رو وقف مطالعه و تحریرات فلسفی کند. البته باید گفت تلاش هایش چندان هم بی ثمر نشد. پیش می آمد که از شهرهای مختلف کسی را از آکادمی افلاطون بخواهند تا بیاید و در تنظیم قانون اساسی شهر مشارکت کند ولی این با آنچه او دوست داشت تفاوت زیادی دارد. او می خواست، جمهور، کتاب مقدس سیاستمداران باشد یا لااقل ردپای پررنگی در دنیای سیاست آن روزها و اعصار آینده بگذارد. اتفاقی که نیفتاد و به جایش جمهور افلاطون شد منبعی برای بخضی از معارف بعدی بشر.

استاد بزرگ فلسفه در سال 347 پیش از میلاد درگذشت و البته آثار و افکارش همچنان به حیات خود ادامه داده اند؛ هر چند در دنیای سیاست، جمهور افلاطون راهنمای جامع و کتاب مقدس نشد و جایش را به کتاب مهمی داد به نام چه کسی از همه قویتر است؟ کتابی که نویسنده واحدی نداشت و بشریت با مرکب خوت هنوز مشغول نگارش آن است

 

کتابشناسی افلاطون و آثار افلاطون

- آپولوژی
- کریتون
- پروتاگوراس
- لیزیس(دوستی)
- لاخس(شجاعت)
- خارمیدس(خویشتن داری)
- اوتیفرون(دینداری)
- گرگیاس(فنّ سخنوری)
- منون(فضیلت-قابلیت)
- مهمانی(عشق)
- فایدون(جاودانی روح)
- هیپیاس بزرگ(زیبا)
- ایون(هنر راوی)
- الکیبیادس(ماهیت آدمی)
- هیپیاس کوچک(دروغ)
- منکسنوس(رثاء شهیدان)
- کراتیلوس(اشتقاق واژه‏ها)
- اوتیدم(جدل)
- جمهوری
- فایدروس(عشق و زیبایی)
- ته ئه تتوس(شناسایی)
- سوفیست
- مرد سیاسی
- پارمنیدس(واحد و ایده)
- فیلبس(لذت)
- تیمائوس(جهان و انسان)
- کریتیاس
- نامه‏ها
- قوانین
این کتاب در 12 بخش قانون و جوانب آن را بررسی می‏کند.سقراط در این رساله حضور ندارد و به جای او یک آتنی(خود افلاطون)سخن می‏گوید.

منابع:

- فروغی، محمدعلی: سیر حکمت در اروپا. چاپ اول. هرمس، تهران، ص 35 ص37، 1383.

- مایکل برسفورد فاستر، خداوندان اندیشه سیاسی، جواد شیخ الاسلام. (1385). شرکت انتشارات علمی فرهنگی، چاپ اول.تهران.

- آندره کرسون، فلاسفه بزرگ، کاظم عمادی. کاظم عمادی (1363). انتشارات صفی علیشاه. چاپ چهارم. تهران.